|
|
|
نظری انتقادی بر ویراستاری کتاب "نمایان با ماسک"- نوشتهی پیترهال- ترجمهی آرا بزمی و مهدی عاطفراد
مهدی عاطفراد
ویراستاری در حوزهی ترجمه کاریست که اگر درست و دقیق و مسئولانه، توسط ویراستاری باسواد و امین و درستکار و دارای احساس مسئولیت و مسلط بر زبان متن اصلی و بر زبان فارسی انجام گیرد، میتواند ایرادها و ضعفهای ترجمه را برطرف و آن را روانتر و رساتر کند، ولی اگر توسط ویراستاری کمسواد و نادقیق و فاقد احساس مسئولیت و امانتداری و فاقد تسلط کافی بر زبان متن اصلی یا بر زبان فارسی صورت گیرد بیشک نه تنها ایرادهای ترجمه را رفع نخواهد کرد بلکه آنها را بیشتر هم خواهد کرد و به ترجمه آسیب جدی خواهد رساند. و با نهایت تأسف در حوزهی ترجمه در ایران ویراستاران باسواد و امین و درستکار و دارای احساس مسئولیت و مسلط بر زبان متن اصلی و بر زبان فارسی اندکند و اغلب آنانی که به عنوان ویراستار در انتشاراتیها کار میکنند و مسئولیت ویرایش کتابهای ترجمه شدهی این مؤسسات را برعهده دارند، افرادی هستند که نه تخصصی در این زمینه دارند و نه برای چنین کاری صلاحیتهای لازم را دارند. پس از این پیشدرآمد کوتاه میپردازم به شرح ماجرای ویرایش کتاب "نمایان با ماسک" نوشتهی پیتر هال که من و آقای آرا بزمی آن را به طور مشترک از زبان انگلیسی به فارسی برگردانیم، و نشر مینوی خرد آن را در سال ۱۳۸۷ منتشر کرد. در برگردان متن کتاب پیتر هال که به اعتراف خودش زبانی پیچیده و "ساختها و دستور زبان غیر عادی" دارد، سه هدف اصلی و مشترک ما این بود که برگردانمان تا حد ممکن دقیق و وفادار به متن- بدون حذف و اضافهی غیر ضروری هیچ جمله و عبارت و واژهای و بدون هیچگونه دخل و تصرف زایدی- و تا حد ممکن دارای زبانی پاکیزه و پیراسته از واژههای غیر فارسی، و تا حد مقدور زیبا و روان و رسا باشد- البته تا آن حد که وفاداری به متن انگلیسی خدشهدار نشود. و برای رسیدن به این سه هدف تمام تلاشمان را کردیم و تا آن حد که بضاعت علمی و تسلط زبانیمان بر دو زبان فارسی و انگلیسی اجازه میداد، از خود مایه گذاشتیم و زحمت کشیدیم و کوشیدیم. در مرحلهی ویرایش کتاب، ناشر ویراستاری را معرفی کرد که چون برای ویرایش کتاب با او به توافق نرسیدیم، نامش را نمیبرم. در اولین جلسهی مشترک بین من و ناشر و ویراستار و مشاور ناشر، به ویراستار عرض کردم که اگر هر جملهای را در راستای دقیقتر شدن و رساتر شدن و زیباتر شدن و پاکیزهتر شدن ترجمه ویرایش کند، ویرایشش را میپذیریم، ولی اگر ویرایشش سلیقهای باشد و بخواهد سلیقهی خود را اعمال کند- بدون در نظر گرفتن سلیقهی مترجمان- و سلیقهاش در جهت دور کردن ترجمه از راستای هدفهایی باشد که مترجمان در ترجمهی کتاب در نظر داشتهاند، آن ویرایش را نمیپذیریم. قرار شد ویراستار به عنوان نمونهی کار، دو صفحه از ترجمه را ویرایش کند و من آن را ببینم و نظر بدهم، اگر به توافق رسیدیم، ویراستار به ویرایش کل کتاب بپردازد. ویراستار نمونهی ویرایشش را ارائه داد. با نهایت حیرت دیدم که بدون توجه به متن اصلی، اغلب جملههای ترجمه را تغییر داده و به جای آنها جملههایی گذاشته که نه دقیق و مطابق با جملههای متن اصلی است، نه زیبا و رساست، نه پاکیزه و پیراسته، و نشان دهندهی بارز ویرایشی غیر مسئولانه است. طبیعی بود که چنین ویرایشی را نپذیرم و مخالفتم با آن را به ناشر و ویراستار اعلام کنم. در نتیجه مدت چند ماه با ناشر بر سر چگونگی ویرایش کتاب اختلاف و عدم توافق داشتیم و کار ویراستاری کتاب به بنبست رسیده بود که آقای علیاکبر علیزاد که همکلاسی سابق آقای آرا بزمی در دانشکدهی هنر بوده و با ناشر و مشاورش هم آشنایی و دوستی دارد، در جریان تماسهای تلفنی که با آقای بزمی داشت، از ماجرای به بنبست رسیدن کار ویرایش کتاب باخبر شد و پیشنهاد داد که او را بهعنوان ویراستار معرفی کنیم تا ترجمه را مطابق شرایط ما ویرایش کند و کار را از بنبست خارج کند. ما هم با این گمان که ایشان از سر حسن نیت و دوستی این پیشنهاد را مطرح میکند و میخواهد خدماتی را که آقای بزمی در طول سالها دوستی به ایشان کرده، به نوعی جبران کند- غافل از اینکه ایشان مقاصد خودخواهانهی دیگری را دنبال میکند- این پیشنهاد را پذیرفتیم و ایشان را به عنوان ویراستار پیشنهادی به ناشر معرفی کردیم. ناشر هم آقای علیزاد را به عنوان ویراستار پذیرفت، به این شرط که ما از پیش ویرایش ایشان را بپذیریم و در پایان کار دیگر اعتراضی به ویرایش انجام شده نداشته باشیم. ما هم بر اساس اعتماد خوشبینانهای که به ایشان کردیم، این شرط را پذیرفتیم و آقای علیزاد به عنوان ویراستار کتاب قرارداد ویراستاری را با ناشر امضا کرد و شروع به ویرایش کتاب کرد. پس از مدت مقرر ایشان اعلام کرد که کار ویرایش کتاب پایان یافته و متن ویرایش شده را به من دادند که آن را مطالعه کنم و نظرم را دربارهاش اعلام کنم. با مطالعهی متن ویراستاری شده، حیرتزده ملاحظه کردم که ایشان هم بدون توجه به هدفهای سهگانهی مترجمان در ترجمه و بدون توجه به روح کلی ترجمه، درست مانند ویراستار قبلی، بخش عمدهای از ویرایششان سلیقهای- و در حقیقت بر مبنای کجسلیقگی- و بدون در نظر گرفتن سلیقهی مترجمان و در جهت دور کردن ترجمه از دقت ترجمه و وفاداری به متن اصلی و قرار دادن واژههای عربی به جای برابرهای فارسی، و آلودن متن به قیدها و اصطلاحهای عربی و خدشهدار کردن ترجمه با حذفها و اضافههای غیر مسئولانه، بوده و تنها در بخش معدودی از موارد (حدود سی در صد) ویرایش ایشان دقت ترجمه را بیشتر یا آن را رساتر و روانتر کرده است. موضوع را با ایشان در میان گذاشتیم. آقای علیزاد اعلام کرد که مواردی را که مخالفید مشخص کنید تا به جای جملههای خود از آنچه شما ترجمه کردهاید، استفاده کنم. من هم مواردی را که مخالف بودم مشخص کردم. پس از چاپ کتاب با کمال حیرت متوجه شدم که نه تنها ایشان به توافقشان با من عمل نکرده و مواردی را که من موافق نبودهام، طبق خواست و سلیقهی خودش به اصطلاح ویراسته (و در واقع به جای ویرایش متن، ترجمه را معیوب کرده)، بلکه جملههای دیگری را هم بدون اطلاع من و بر مبنای سلیقهی خود تغییر داده و کمتر جملهای از زیر قلم سلاخ ایشان جان سالم بهدربرده است. در نتیجه بخش قابل توجهی از زحمات مترجمان در متن منتشر شده توسط ناشر کتاب ضایع شد و هدر رفت و متن نه آنگونه که ما میخواستیم دقیق و وفادار به متن اصلی و پاکیزه و پیراسته، بلکه آلوده به انواع کجسلیقگیها و بدفهمیها و بیدقتیها منتشر شد. اینک چند جمله را به عنوان نمونه از پنج صفحهی اول اصل متن به زبان انگلیسی، با ترجمهی مترجمان و ویرایش آقای علیزاد، میآورم تا خوانندگان با شیوهی ویرایش ایشان آشنا شوند و داوری کنند که آیا کاری که ایشان انجام داده ویرایش ترجمهی مترجمان بوده یا آلایش آن. As a consequence, I have recklessly given lectures all my life by thinking on my feet.
ترجمهی مترجمان: در نتیجه، من در تمام عمرم جسورانه، با سرپا فکر کردن، سخنرانی کردهام.
ویرایش ویراستار: در نتیجه میتوان گفت من در تمام عمرم بیمحابا سخنرانی کردهام و به یک معنا به شکل سرپایی اندیشیدهام.
[در این بهاصطلاح ویرایش، ویراستار یک جملهی متن انگلیسی و ترجمهی مترجمان را به دو جمله تبدیل کرده، و عبارتهای زاید و خارج از متنی مثل "میتوان گفت" و "بهیک معنا به شکلِ" را به جمله اضافه کرده، و به جای "فکر کردن" فعل "اندیشیدهام" و به جای "جسورانه"، "بیمحابا" گذاشته است.]
□
I have always found it more interesting to see someone trying to define their thoughts rather than merely repeating them from a typed script.
ترجمهی مترجمان: هماره دیدن آن را که به بیان اندیشههایش میکوشد، از تکرار کردن آن اندیشهها از روی متن تایپ شده، جالبتر یافتهام.
ویرایش ویراستار: و دیدن کسی که میکوشد افکارش را تبیین کند از کسی که صرفاً افکارش را از روی متنی تایپ شده روخوانی میکند، همواره برایم جالبتر بوده است.
[در این بهاصطلاح ویرایش، ویراستار به جای "جالبتر یافتهام"، "برایم جالبتر بوده است" و به جای "تکرار کردن" فعل "روخوانی میکند" گذاشته است.]
□
It seemed right to leave the text in its original form and let them be seen in print as they were delivered.
ترجمهی مترجمان: به نظر درست میآمد که متن را در فرم نخستینش باقی بگذارم، و بگذارم گفتههایم همان گونه که بیان شدند، چاپ شوند.
ویرایش ویراستار: به نظر درست میآید که متن را در شکل نخستینش باقی بگذارم و اجازه دهم گفتههایم همانگونه که بیان شدند، چاپ شوند.
[در این بهاصطلاح ویرایش، ویراستار به جای فعل "به نظر میآمد" با زمان گذشته، فعل "به نظر میآید" با زمان حال گذاشته، و بهجای "فرم"، "شکل" و به جای "بگذارم"، "اجازه بدهم" گذاشته است.]
□
I don't for a minute think that Oxford or Cambridge should have drama departments or award degrees in drama.
ترجمهی مترجمان: برای یک دقیقه هم فکر نمیکنم که آکسفرد یا کمبریج میبایست دانشکدههای درام داشته باشند یا در رشتهی درام مدرک دانشگاهی اعطا کنند.
ویرایش ویراستار: حتی دقیقهای هم فکر نمیکنم که آکسفرد یا کمبریج بایستی دانشکدههای درام داشته باشند یا در رشتهی درام مدرک دانشگاهی اعطا کنند.
[در این بهاصطلاح ویرایش، ویراستار به جای "برای یک دقیقه"، "حتی دقیقهای" و به جای "میبایست"، "بایستی" گذاشته است.]
□
But the majority, who are studying drama…
ترجمهی مترجمان: ولی اکثریت، کسانی که درام را مطالعه میکنند...
ویرایش ویراستار: ولی اکثریت کسانی که در حوزهی درام تحصیل میکنند...
[در این بهاصطلاح ویرایش، ویراستار به جای "اکثریت، کسانی"، "اکثریت کسانی" و به جای "درام را مطالعه میکنند"، "در حوزهی درام تحصیل میکنند" گذاشته است.]
□
It is a blessing to me (since I inhabit to some extent both their worlds) that theatre people and academics now often talk the same language.
ترجمهی مترجمان: برای من، که در گسترهی هر دو دنیای تآتر و دانشگاه قرار دارم، موهبتیست که اینک تآتریها و دانشگاهیها، بیشتر، به زبانی همسان سخن میگویند.
ویرایش ویراستار: برای من، که در گسترهی هر دو دنیای تئاتر و دانشگاه قرار دارم، موهبتی است که میبینم اینک اهالی تئاتر و دانشگاهیان، بیشتر به یک زبان سخن میگویند.
[در این بهاصطلاح ویرایش، ویراستار واژهی "میبینم" را به متن اضافه کرده، و به جای "تآتریها"، "اهالی تئاتر" و به جای "دانشگاهیها"، "دانشگاهیان" و به جای "به زبانی همسان"، "به یک زبان" گذاشته است.]
□
Concept theatre (where the director of a Shakespeare play tells the actors what the production is to say before the company have actually had a chance to find out what the play actually says) is as uncreative as the deconstructionist antics of minor Shakespearean scholarship.
ترجمهی مترجمان: تآتر مفهومی (که در آن کارگردان یک نمایشنامهی شکسپیر، پیش از آنکه گروه در عمل مجال کشف آنچه نمایش در عمل میگوید را داشته باشد، برای بازیگران بیان میکند که نمایش چه میگوید) همانقدر ناخلاق است که مسخرهبازی پادساختارگرای شاخههای فرعی شکسپیرپژوهی.
ویرایش ویراستار: تئاتر مفهوممحور (که در آن کارگردان نمایشنامهای از شکسپیر، پیش از آنکه گروه کشف کند نمایشنامه "در عمل" چه میگوید، برای بازیگران بیان میکند که اجرا چه معنایی قرار است داشته باشد) همانقدر غیر خلاق است که مسخرهبازیهای متکی بر ساختار زدایی شاخههای فرعی شکسپیرپژوهی.
["هنرنماییهای ویرایشی" در این جمله فراوان است. ویراستار به جای "تآتر مفهومی"، "تئاتر مفهوممحور" گذاشته، به جای "در عمل مجال کشف آنچه نمایش در عمل میگوید را داشته باشد"، "کشف کند که نمایشنامه "در عمل" چه میگوید" گذاشته، بهجای "نمایش چه میگوید"، "اجرا چه معنایی قرار است داشته باشد" گذاشته، به جای "ناخلاق"، "غیر خلاق" گذاشته، و جالبتر از همه به جای "مسخرهبازی پادساختارگرا"، "مسخرهبازیهای متکی بر ساختار زدایی" گذاشته و فکر کرده که حرف "s" در آخر واژهی "antics" نشانهی جمع است و متوجه نبوده که این واژه به همین صورت و با "s" انتهایش، به معنی "مسخرهبازی" است! عبارتهای "متکی بر" و "اجرا چه معنایی قرار است داشته باشد" را هم به متن اضافه کرده است.]
□
But they are still largely dissected as linguistic evidence, as though they were poems.
ترجمهی مترجمان:ولی هنوز آنها، بیشتر، به عنوان مدرک زبانشناختی بررسی میشوند، انگار شعرهایی بودهاند.
ویرایش ویراستار: ولی بیشتر آنها هنوز به عنوان مدرک زبانشناخی بررسی میشوند، انگار شعر بودهاند.
[در این بهاصطلاح ویرایش، ویراستار به جای قید "بیشتر" که در متن اصلی مقید کنندهی فعل "بررسی میشوند" است و مترجمان هم به همین شکل آن را ترجمه کردهاند، "بیشتر" را به عنوان مقید کنندهی ضمیر "آنها" آورده است.]
□
In rather case, there is little understanding of what an audience does to them and how essential an audience- and the need to share them with an audience- is to their meaning.
ترجمهی مترجمان: در هر دو مورد، از آنچه تماشاگر برای آنها انجام میدهد، و اینکه تماشاگر چهقدر اساسیست- و نیاز به سهیم کردن تماشاگر در آنها- درکی ناچیز وجود دارد.
ویرایش ویراستار: در هر دو مورد، از آنچه تماشاگر برای این نمایشنامهها انجام میدهد، و اینکه تماشاگر چهقدر برای درک معنای آنها اساسی است، و همچنین نیاز به سهیم کردن تماشاگران در آنها، شناخت چندانی وجود ندارد.
[در این بهاصطلاح ویرایش، ویراستار به جای "برای آنها"، "برای این نمایشنامهها" و به جای "تماشاگر"، "تماشاگران" و به جای "درک ناچیزی وجود دارد"، "شناخت چندانی وجود ندارد" گذاشته و عبارت "برای درک معنای آنها" و واژهی "همچنین" را هم به متن اضافه کرده است.]
□
The same is true of opera.
ترجمهی مترجمان: همین موضوع در مورد اپرا هم درست است.
ویرایش ویراستار: همین موضوع در مورد اپرا هم صادق است.
[در این بهاصطلاح ویرایش، ویراستار به جای "درست است"، "صادق است" گذاشته است.]
□
Buy without performance of both, their meaning is evidently incomplete, expressing only a part- albeit the beginning part- of their creator's meaning
ترجمهی مترجمان: ولی بدون اجرای آن دو، مفهومشان آشکارا ناقص است، و تنها بخشی از منظور آفرینندهشان- گرچه بخش آغازین- بیان میشود.
ویرایش ویراستار: ولی هر دو بدون اجرا مفهومشان آشکارا ناقص است و تنها بخشی از منظور آفرینندهشان- گرچه بخش آغازین و سرچشمهای آن- بیان میشود.
[در این بهاصطلاح ویرایش، ویراستار به جای "بدون اجرای آن دو"، "هر دو بدون اجرا" گذاشته و عبارت "و سرچشمهای آن" را هم به متن اضافه کرده است.]
□
But I still cannot understand how our two ancient universities for the most part study drama with no tradition of considering plays as plays.
ترجمهی مترجمان: ولی هنوز نمیتوانم بفهمم که چهگونه دو دانشگاه قدیمیمان، بیش از هر چیز دیگر، درام را بدون سنت در نظر گیری نمایش به عنوان نمایش، بررسی میکنند.
ویرایش ویراستار: ولی هنوز نمیتوانم بفهمم که چگونه دو دانشگاه قدیمیمان، بیش از هر چیز دیگر، درام را بدون سنتی که نمایشنامه را به عنوان نمایشنامه لحاظ میکند، بررسی میکنند.
[در این بهاصطلاح ویرایش، ویراستار "درنظرگیری" را به فعل "لحاظ میکند" تبدیل کرده است.]
□
His words are making dialogue for other people.
ترجمهی مترجمان: واژگانش برای مردم دیگر گفتوگو خلق میکند.
ویرایش ویراستار: واژههایش قرار است به گفتوگوی دیگران تبدیل شوند.
[در این بهاصطلاح ویرایش، ویراستار به جای "واژگانش"، "واژههایش" و به جای "برای مردم دیگر"، "به ... دیگران" گذاشته، به جای فعل "خلق میکند" هم که یکی از معادلهای فارسی فعل بهکار رفته در متن اصلی است، فعل "تبدیل شوند" را گذاشته که به هیچوجه معادل فارسی آن فعل نیست، و عبارت "قرار است" را هم به جمله اضافه کرده است.]
□
and what their form, shape and rhythm contribute to the emotional meaning of the character who is speaking them.
ترجمهی مترجمان: و شکل، ریخت و ضرباهنگشان به منظور ِ احساسی شخصیتی که آنها را به زبان میآورد، چه کمکی میکنند.
ویرایش ویراستار: و فرم، شکل، و ضرباهنگشان چه نقشی در دلالت عاطفی شخصیتی که آنها را بر زبان میآورد، بر عهده دارند.
[در این بهاصطلاح ویرایش، ویراستار به جای "شکل"، "فرم" و به جای "ریخت"، "شکل" و به جای "منظور احساسی"، "دلالت عاطفی" و به جای فعل "کمک میکنند" فعل "نقش بر عهده دارند" گذاشته است.]
□
Aristotle dedined the parts of drama in a significant order.
ترجمهی مترجمان: ارسطو بخشهای درام را با ترتیبی معنادار تعریف کرد.
ویرایش ویراستار: ارسطو به روشنی بخشهای درام را با ترتیبی معنادار تعریف کرده است.
[در این بهاصطلاح ویرایش، ویراستار به جای فعل زمان گذشتهی سادهی "تعریف کرد" که در متن انگلیسی آمده، فعل زمان ماضی نقلی "تعریف کرده است" گذاشته و "به روشنی" را هم به جمله اضافه کرده است.]
□
And they do so by the use of dramatic language(...).
ترجمهی مترجمان: و آنان با استفاده از زبان نمایشی (...) چنین میکنند.
ویرایش ویراستار: آنها با استفاده از زبان نمایشی (...) این کار را انجام میدهند.
[در این بهاصطلاح ویرایش، ویراستار "و" در اول جمله را حذف کرده و به جای "آنان"، "آنها" گذاشته، و به جای "چنین میکنند" که معادل دقیق آن چیزیست که در متن انگلیسی آمده، "این کار را انجام میدهند" قرار داده است.]
□
A great American comic – George Burns- once said:
ترجمهی مترجمان: جرج برنز- کمدیکار بزرگ آمریکایی- یکبار گفت:
ویرایش ویراستار: جرج برنز- کمدیکار بزرگ آمریکایی- در جایی گفته است:
[در این بهاصطلاح ویرایش، ویراستار به جای "یکبار گفت" که معادل دقیق آن چیزیست که در متن انگلیسی آمده، "در جایی گفته است" گذاشته است.]
□
The most important thing about acting is honesty. If you can fake that, you have got it made.
ترجمهی مترجمان: مهمترین چیز در بازیگری درستکاری است. اگر بتوانید وانمودش کنید، از پس انجامش برآمدهاید.
ویرایش ویراستار: مهمترین چیز در بازیگری صداقت است. اگر بتوانید آن را جعل کنید، از پس انجامش برآمدهاید.
[در این بهاصطلاح ویرایش، ویراستار به جای "درستکاری" که تناسب بیشتر و دقیقتری با "بازیگری" دارد، "صداقت" را گذاشته، و به جای فعل "وانمود کنید" که هم معادل دقیق فعل بهکار رفته در متن انگلیسی است و هم فارسی و پاکیزه است، فعل "جعل کنید" گذاشته تا عشق خود را به واژههای عربی و بیاعتنایی اش را به موضوع دقت و امانتداری در ترجمه نشان داده باشد.] همانگونه که بهروشنی ملاحظه میشود، در نمونههای بالا بخش قابل توجهی از تغییراتی که به نام "ویرایش" در ترجمهی مترجمان داده شده، سلیقهای بوده و بخشی از آن نشاندهندهی کجسلیقگی ویراستار است، بخشی دیگر ناشی از بیاعتنایی به متن اصلی و عدم پایبندی به آن و حذفواضافهکردنهای بیدلیل و دخلوتصرفهای ناموجه، و بیدقتی ویراستار است؛ و ضایع کنندهی زحمت مترجمان توسط ویراستاری فاقد صلاحیت و دقت کافی.
|
|
|
نقل آثار اين وب- سایت تنها به صورت لينک مستقيم مجاز است. |