ادبیات و نقد ادبی در روم باستان: از سیسرو تا هُراس

مهدی عاطف‌راد

 

 

 یکی از مهمترین بنیان‌گذاران نقد ادبی در روم باستان سیسرو بود. از سیسرو ۵۷ خطابه و حدود ۸۰۰ نامه به یادگار باقی مانده که در آنها، ضمن مطالب دل‌انگیز فراوان، تاریخ زبان رومی را به اختصار بیان کرده و قواعد انشا و آیین نگارش این زبان را تنظیم و تدوین کرده است. سیسرو در دوره‌ی اوج نثر لاتینی می‌زیست و به‌نوبه‌ی خود، به کمک جاذبه‌ی شورانگیز و پرلطف کلامش، به اوج‌گیری بیشتر آن کمک کرد.

 سزار- قیصر مشهور- که خود از مردان ادب و از نخستین کوشندگان در راه تنظیم و تدوین دستور زبان لاتین و آیین نگارش آن بود، در اهدانامه‌ی کتاب "در باب قیاس" ِ خود، به سیسرو چنین نوشت:

 "تو همه‌ گنجینه‌ی سخنوری را از نهانگاه برکشیدی و خود نخستین کسی بودی که از آنها بهره گرفتی. از این‌رو بر رومیان منتی بزرگ نهادی و زادگاهت را حرمت افزودی. تو بر چنان نصرتی دست یافتی که تنها بهره‌ی بزرگترین سرداران تواند شد، زیرا گستردن مرزهای اندیشه‌ی آدمی کاری ارجمندتر از افزودن بر پهنه‌ی امپراتوری روم است."

 سیسرو ادبیات را "خوراک روزگار نوجوانی و آذین نیک‌بختی جوانی و فروغ روزگار پیری" می‌دانست.

 در نقد ادبی، سیسرو بیش از همه از اندیشه‌های ادبی افلاتون الهام گرفته و تحت تأثیر عقاید او بود.

 سیسرو زبان لاتینی را بازآفرینی کرد، بر واژه‌های آن افزود، از آن افزاری نرمش‌پذیر برای فلسفه، دانش و ادبیات ساخت که حدود هفده سده پس از او قابل استفاده و رایج بود.

 یکی از رساله‌های ادبی مهم سیسرو "رساله‌ی بروتوس" است که مروری‌ست بر تاریخ فن بلاغت رومی و تحلیل مختصری‌ست از سبکهای بیان سخنوران رومی.

 "رساله‌ی خطیب" ِ سیسرو یکی دیگر از شاه‌کارهای فن بلاغت رومی است. در این رساله سیسرو بلاغت را موهبتی سرشتی و غیر اکتسابی می‌داند که باید در ذات شخص باشد و نمی‌توان آن را با خواندن رساله‌های آموزشی درباره‌ی فن خطابه آموخت.

 البته سیسرو معتقد بود که اگر کسی از این موهبت فطری برخوردار باشد، می‌تواند با تمرین و ممارست در فن خطابه هنرش را کمال بخشد و به حد عالی شکوفا کند.

 سیسرو، تحت تأثیر ارستو، میان غایت سخنور و ادیب با غایت فیلسوف و حکیم تفاوت قائل بود و عقیده داشت که هدف سخنوران و ادیبان بیشتر تحریک و تهییج است، ولی حکیمان و فیلسوفان دارای هدف قانع کردن و مجاب ساختن هستند، به همین دلیل سیسرو بین سبک این دو گروه تفاوت بنیادی می‌دید. او صفات و خصوصیات هر کدام از این دو دسته از صاحبان اندیشه را به دقت و تفصیل شرح داده است.

 سیسرو شعر را باعث آرامش فکری و آسودگی خیال و رهاندن جان از غوغا و مشاجرات خسته کننده و فرساینده‌ی روزمره می‌دانست و آن را تسکین دهنده‌ی گوش به ستوه آمده‌ی آدمی از غریو و غوغای ناخوشایند و سرسام‌آور زندگی می‌پنداشت.

 سیسرو- همانند سقرات ِ افلاتون- به نیروی الهام اعتقاد داشت و قوه‌ی شاعری را حاصل نیروی الهام می‌دانست:

 "آن‌طور که از بزرگان اندیشه‌ها شنیده‌ام، سایر هنرها را می‌توان از راه آموزش و مطالعه و تمرین و تقلید آموخت، ولی شاعر همه چیزش را مرهون و مدیون فطرتش و طبیعت و ذوق و سرشتش و نیرویی روحانی و آسمانی است که به او الهام می‌بخشد و مایه‌ی برتری و امتیاز اوست. شاعران از چنان موهبتی آسمانی برخوردارند که آنان را در خور تحسین و اعجاب ما قرار می‌دهد."

 "صخره‌ها و بیابانها به آواز شاعران جواب می‌دهند، حتا خیلی از وقتها ددان بیابانی هم به شنیدن نغمه‌ها و ترانه‌های شاعران آرام می‌گیرند و رام این نغمه‌ها می‌شوند. آیا ما که از تهذیب و تربیت آزادمنشانه برخورداریم، قادریم صدای شاعران را ناشنیده بگیریم و نسبت به آن بی‌تفاوت بمانیم؟"

 سه دهه پیش از میلاد و دو دهه پس از آن، عصر طلایی فرهنگ و هنر و ادبیات رومی، و دوران شکوفایی و باروری این فرهنگ تازه به ثمر رسیده بود. هزاران واژه‌ی یونانی به گنجینه‌ی واژه‌های لاتینی راه یافتند. ثروت معنوی یونان- از هنر و ادبیات تا دانش و حکمت- به سوی روم جاری شدند. صدها مجسمه و نگاره و تابلوی نقاشی یونانی در میدانها، معبدها، خیابانها و خانه‌های رومیان جا گرفت و به نمایش درآمد.

 در این هنگام تعداد کتابهای انتشار یافته در روم به‌طرز بی‌سابقه‌ای رو به افزایش نهاد. همه‌ی مردم شاعر شده بودند و از ابلهان تا فیلسوفان شعر می‌سرودند. مجامعی تشکیل شده بود که در آنها سرایندگان شعرهای خود را برای شنوندگان و برای هم می‌خواندند. مسابقه‌های شعرسرایی پیرامون موضوعهای خاص رواج یافته بود و شاعران گم‌نام و نام‌دار برای به‌دست آوردن جایزه‌های نفیس مسابقات یا کسب شهرت و محبوبیت، با هم رقابت می‌کردند. در کتاب‌فروشی‌ها- که محله‌ای به نام "آرگیلتوم" را پر کرده بودند- نویسندگان گرد هم جمع می‌شدند تا نبوغ ادبی خود را ارزیابی کنند و در معرض داوری و سنجش داوران و نقادان قرار دهند. در همان حال، کتاب‌دوستان تنگ‌دست بخشهایی از کتابهای مورد علاقه‌ی خود را در آن مجامع به‌طور رایگان می‌خواندند. روی تابلوهایی که به دیوارها نصب بود، نام آخرین کتابهای انتشار یافته، هم‌راه با قیمت آنها اعلام می‌شد.

 کتابها به تمام گوشه و کنار امپراتوری ارسال می‌شد یا به‌طور هم‌زمان در چند مرکز فرهنگی مهم مثل رُم، لیون، آتن و اسکندریه منتشر می‌شد. در این هنگام رُم به عنوان یکی از مراکز فرهنگی- ادبی مهم دنیای غرب، رقیب اصلی اسکندریه شده بود.

 این شکفتگی که هم ادبیات و هم جامعه را تغییر شکل داده بود، باعث شد که هنر و ادبیات و نقد و نظریه‌ی ادبی ارزش و اعتباری تازه به‌دست بیاورند.

 مهمترین چهره‌ی ادبی این دوره ویرژیل است که در سال ۷۰ پیش از میلاد، در نزدیک "مانتوا" متولد شد و تقدیر این بود که او محبوبترین فرد رومی شود. مجموعه‌ی "سروده‌های شبانی" او از دل‌انگیزترین شعرهای دنیای باستان در ستایش طبیعت روستایی و زندگی روستانشینان و شبانان به‌شمار می‌آید.

 "محنت زمین" کاملترین مجموعه شعر ویرژیل، در ستایش کشت و کار و زندگی کشاورزان است و در آن، درباره‌ی تمام مسائل مربوط به زندگی کشاورزی- از انواع خاک و طرز به عمل آمدنشان تا دقایق بذرافشانی و کشت زیتون و تاک و پرورش اسب و گاو و گوسفند و قواعد کندوداری و پرورش زنبور عسل و صید ماهی- با زبانی لطیف و شاعرانه و سرشار از تصویرهای بدیع و خیال‌انگیز بحث شده است.

 شاهکار ویرژیل منظومه‌ی حمسی "انئید" است که شاعر ده سال آخر عمرش را صرف ساختن آن کرد، با این وجود نتوانست آن را به طور کامل به پایان ببرد و درحالی‌که حداقل به سه سال کار روی شعرها و پیراسته و آراسته کردنشان نیاز داشت، مرگ مهلتش نداد و شاهکارش را ناتمام گذاشت و رفت.

 "انئید" سرگذشت تاریخ روم و شرح بنیان‌گذاری آن است و به این تاریخ از ابتدا تا دوران گسترش روم به امپراتوری و صلح آوگوستوس پرداخته است. در این منظومه، نقش خصلتهای نیک و ارجمند رومی در حرکتهای مهم و سرنوشت‌ساز تاریخی نشان داده شده و ویرژیل کوشیده تا خصلتهای پسندیده‌ی قدیم رومی را که فراموش شده یا از رونق افتاده بود، دوباره زنده کند و رواج و رونقی تازه ببخشد.

 اگرچه ویرژیل به‌خاطر ناتمام ماندن "انئید" وصیت کرده بود که نسخه‌های خطی آن را بسوزانند، ولی دوستانش به وصیت او عمل نکردند و دو سال پس از مرگ شاعر، منظومه ی "انئید" را منتشر کردند. این منظومه خیلی زود شهرت جهانی پیدا کرد و از آن زمان تا امروز هم‌چنان شهرتش را حفظ کرده و از محبوبترین منظومه‌های دنیای باستان به‌شمار می‌رود، و دانش‌آموزان در مدارس همه ساله قطعه‌‌هایی از آن را حفظ می‌کنند.

 عادت تفأل زدن با مجموعه شعرهای ویرژیل از همان نخستین سالهای پس از مرگ او پدید آمد و تا دوره‌ی رنسانس به‌عنوان عادتی شایع ادامه یافت. شهرت ویرژیل روزافزون بود. هُراس او را هم‌پایه‌ی هُمر می‌دانست. در سده‌های میانه او را پیش‌گو، جادوگر و قدیس می‌دانستند. دانته بلاغت شعرهای او را می‌ستود و نه تنها در راه دوزخ و برزخ تریلوژی "کمدی ایزدان" خود، بلکه در دنیای شعر و ادبیات روایت شیوا و رسا و بیان زیبای او را استاد ره‌نمای خود ساخت. جان میلتون در "بهشت گم‌شده" و "شیطانها و آدمها" تحت تأثیر ویرژیل بود. ولتر "انئید" را لطیفترین اثر ادبی دوران باستان می‌دانست.

 بزرگترین منتقد ادبی روم باستان هُراس بود که در سال ۶۵ پیش از میلاد در دهکده‌ی "ونوسیا" در "آپولیا" تولد یافت. در جوانی سفری به یونان کرد و با اندیشه‌های فیلسوفان و صاحب‌نظران یونانی آشنا شد و به‌خصوص تحت تأثیر افکار فلسفی ارستو و سایر مشائیان، هم‌چنین اپیکور قرار گرفت. در بازگشت به روم با ویرژیل دوست شد و این دوستی صمیمانه تا پایان عمر ویرژیل ادامه یافت. مهمترین آثار ادبی و منظوم هُراس عبارتند از: ساتیرها- ترجیع‌بندها- قصیده‌ها- نامه‌ها.

 نظریات ادبی و نقادانه‌ی هُراس در آخرین اثرش- "نامه‌ها" که مجموعه‌ای از نامه‌های منظوم اوست، به زبان شعر و به تفصیل شرح داده شده است. از جمله در نامه‌ی منظومی که خطاب به "اوگوست" سروده، درباره‌ی شعر و شاعری بحث کرده، بر کسانی که تنها شعر شاعران قدیم را می‌ستایند و دنباله‌روی کهنه‌سرایان هستند و به شعر شاعران معاصر التفاتی ندارند، تاخته؛ و به نقد شعر پیشینیان پرداخته است.

 در نامه‌ی منظوم دیگری با لحنی تمسخرآمیز و نیش‌دار به شاعران کم‌مایه و پرمدعا خرده می‌گیرد و آنها را ریش‌خند می‌کند و از این‌که توجه عمومی به امور ذوقی به‌تدریج رو به سوی ابتذال می‌رود، اظهار تأسف می‌کند:

 "کسانی که شعرهای بد می‌سرایند دلشان به این خوش است که چیزی می‌نویسند و خود را نویسنده و گوینده می‌شناسند و گرامی و ارجمند می شمارند، حتا به این اکتفا می‌کنند که خودشان آثار و نتایج فکر خود را بستایند. زهی مردم خوش‌بخت!"

 مهمترین نامه‌ی منظوم هُراس، از دید نقد ادبی، نامه‌ای است با عنوان "برای پیسون‌ها" که ناقدان بعدی آن را "هنر شعر" یا "فن شعر" نامیده‌اند. این نامه برای پسران خانواده‌ی پیسون نوشته شده است. آنها می‌خواستند از هُراس درس شاعری بگیرند و بیاموزند که چه‌گونه باید شاعر بشوند. به همین دلیل نامه‌ی هُراس به آنها یک رساله‌ی رسمی نیست، بلکه مجموعه‌ای از نصیحتهای دوستانه درباره‌ی فوت و فن شعر سرودن و قواعد این صنعت است.

 هُراس در این نامه با لحنی شیوا و دل‌کش برای این نوجوانان شعردوست از فن شعر می‌گوید و به شرح آرا و عقاید خود درباره‌ی هنر شعر و شاعری می‌پردازد. او از بی‌تجربگی و ناشیگری شاعران قدیمی انتقاد می‌کند و اصول و قواعدی برای شعر، به‌خصوص شعر دراماتیک، بیان می‌کند. هُراس توصیه می‌کند که بر شعر و هنر باید عقل و منطق حاکم باشد و معتقد است که اگر عقل و منطق منشاء شعر نباشد، ممکن نیست آن شعر زیبا و موزون گردد و دل‌پسند واقع شود. شاعر باید همیشه نظم و ترتیب در تألیف و وحدت و هم‌آهنگی در موضوع را رعایت کند، زیرا اگر وحدت و هم‌آهنگی در موضوع نباشد، به هیچ‌وجه آن موضوع نمی‌تواند به‌کمال بیان شود. شاعری کار دشواری است که از عهده‌ی هرکسی برنمی‌آید و رعایت تناسب و وحدت کار ساده‌ای نیست:

 "ما شاعران همگی فریب آرزوی رسیدن به کمال را می‌خوریم و افسوس که اغلبمان به آن نمی‌رسیم. من می‌کوشم سخنم را موجز و کوتاه و روشن بگویم، ولی وقتی سخن می‌گویم می‌بینم که چه مبهم و مطول و پُرگره شده است. به دنبال بیان مضمونی عادی و محدود برمی‌آیم، از بیان آن عاجز می‌مانم. یکی در پی رسیدن به اوج است، سخنش در سراشیب انحطاط تصنع فرومی‌غلتد. دیگری که همیشه بااحتیاط عمل می‌کند و می‌کوشد تا پا به مناطق توفانی و پرخطر نگذارد، آلوده به گل و لای طغیانها می‌شود. یکی برای آن‌که چیزی را که به دیده‌ی او زیاده از حد ساده و عادی جلوه می‌کند، غریب و بدیع جلوه دهد، دلفین را در جنگل و گراز را در دریا تصویر می‌کند. بیم و هراس از خطا کسانی را که مایه‌ای از هنر ندارند، در مهلکه‌ی خطاهای بزرگ می‌اندازد.

 در کارگاه "امیلیوس" ِ مجسمه‌ساز کارگری را ملاحظه می‌کنید که از دیگر هم‌کاران خود ماهرانه‌تر می‌تواند ناخن مجسمه درست کند یا گیسوان زیباتری می‌تواند برای آن بسازد، ولی چون هنر تألیف و ترکیب کردن نمی‌داند، از ساختن هنرمندانه‌ی مجموعه‌ای از اجزا عاجز است. اگر من هوس صنعتگری می‌داشتم، هرگز دلم نمی‌خواست به جای آن کارگر می‌بودم، چنان‌که هرگز آرزو نمی‌کنم که کاش در کنار این بینی کجی که دارم چشمانی کشیده و گیسوانی مجعد می‌داشتم.

 شما که آرزوی نویسندگی و سرودن دارید، همواره مضمونی را به عنوان موضوع کار خود برگزینید که در خور قدرت و توانایی شما باشد، و پیش از آن‌که باری را برگیرید، به دقت بیازمایید که دوش شما توان تحمل آن را دارد یا نه. کسی که در انتخاب موضوع بیرون از مرز تاب و توانش چیزی را تعهد و تقبل نکند، هم به آسانی از عهده‌ی بیان مطلب برمی‌آید، هم نظم و ترتیب کلامش درست و مناسب خواهد بود.

 موضوعی را که در خود قدرت شماست برگزینید ولی برحذر باشید که هم‌چون آن کوه داستانی، پس از درد بسیار، موش نزایید. کتاب دل‌خواه آن است که در آن واحد هم آموزنده و هم سرگرم کننده باشد: هرکه چیز مفید را با چیز دل‌پذیر درهم‌آمیخته باشد، صدای احسنت دیگران را بلند خواهد کرد.

 از به کار بردن الفاظ جدید یا منسوخ یا بسیار طویل خودداری کنید. تا آن حد که مخل روشنی کلام نگردد سخن را به اختصار بگویید. مستقیم به اصل مطلب بپردازید. هنگام سرودن شعر مپندارید که احساس، کار همه چیز را انجام می‌دهد. راست است که اگر بخواهید خواننده احساسی را درک کند، خود شما باید آن احساس را درک کرده باشید: اگر بخواهی مرا دریابی، نخست باید من خود همان را دریافته باشم. ولی هنر تنها ادراک نیست بلکه صورت و ظاهر هم هست، و برای آن‌که بتوانید صورت هنری بیافرینید، باید آثار یونانیان را شبانه‌روز مطالعه و در آن تحقیق و تفحص کنید. به همان اندازه که می‌نویسید پاک یا پاره کنید. هر "پاره‌ی ارغوانی" اثر خود را که رنگی از خودنمایی و فضل‌فروشی دارد، قلم بزنید. اثرتان را به نقادان توانا بسپرید و از دوستان چاپلوس و تملق‌گو بپرهیزید. اگر از این خوانها گذشتید، هشت سالی آن را به کناری نهید، اگر در این مدت فایده‌ی فراموش کردن را درنیافتید، آن را سرانجام منتشر کنید، ولی همیشه به یاد داشته باشید که اثرتان جز به مرور زمان هرگز به یاد نخواهد ماند: گفته گذراست، نوشته ماندگار.

 اگر نمایش‌نامه می‌نویسید بگذارید نفس نمایش، و نه کلمات شما، داستان را نقل و افراد نمایش را تصویر کند. از وحدت سه گانه‌ی کنش، زمان و مکان پیروی کنید: داستان یکی باشد و در مدت زمانی کوتاه، در یک مکان رخ دهد.

 در زندگی و فلسفه مطالعه کنید، چون بدون مشاهده و درک زندگی و فلسفه‌ی آن، سبک کامل هم چیزی میان‌تهی‌ست. دل به آموختن بسپارید و هرگز آن را از خاطر نبرید."

 اصول اساسی نقد هُراس عبارتند از:

 ۱- شعر فنی متعالی و جدی است و نباید آن را تا حد وسیله‌ی تفریح در مجالس عیش و عشرت پایین آورد و پست کرد.

 ۲- شعر فنی دشوار و پیچیده است و مهارت در آن به‌سادگی حاصل نمی‌شود.

 ۳- اگر کسی بخواهد به شعر بپردازد تنها راه درست آن، تقلید و دنباله‌روی از ادیبان و سخن‌پردازان قدیم یونان است.

 هُراس مهمترین موازین نقد ادبی درست را جهت تهذیب هنر سخن‌پردازی چنین می‌داند:

 "مردی درست و شریف که بهره‌ای از ذوق دارد، اگر در باب شعری از او نظر بخواهند، آن‌چه را از حشو و زواید و اطناب آکنده است زشت می‌شمارد و سرزنش می‌کند؛ و آن‌چه را ثقیل و صیقل نیافته است رد می‌کند؛ بر مواردی که فاقد لطف و ظرافت است، خط بطلان می‌کشد؛ تکلفات و تصنعات زاید و غیر ضروری را کریه و ناپسند می‌شمارد؛ در جایی که بیان مبهم و پیچیده است، توصیه به صراحت و رسایی می‌کند؛ در آن‌جا که عبارت دچار تناقض و تضاد است، برای اصلاح انگشت می‌گذارد. چنین کسی مانند "اریستارک" نقدی دقیق و سنجیده خواهد کرد و حاضر نخواهد شد به خاطر نرنجیدن دوست، عیب کارش را نادیده و ناگفته بگذارد."

 به نظر هُراس برای اجتناب از این خطاهای رایج، تنها وسیله‌ی ممکن تقلید از یونانیهاست. زبان یونانی در نظر او گنجینه‌ی اندیشه و ذوق و سرچشمه‌ی الهام است. هُراس معتقد است که هرجا که زبان لاتینی ناتوان از بیان می‌گردد باید دست خواهش به سوی زبان یونانی دراز کند.

 علاقه و دل‌بستگی هُراس به زبان، ادبیات و فرهنگ یونانی به‌حدی است که به‌طور کامل با ادبیات قدیم لاتینی قطع رابطه می‌کند و میراث ادیبان رومی را جز متنهایی مضحک و مبتذل و فرومایه نمی‌بیند. از نظر هُراس تنها ادبیات یونان است که مفهوم واقعی هنر را درک کرده و تنها با مراجعه به آثار یونانیان است که می‌توان سخن را ساخته و پرداخته کرد و آراسته و پیراسته ساخت، آن‌چنان که از ابتذال و تعقید و تقید در امان بماند.

 هُراس دو صفت را در شعرهای یونانی می‌ستاید: کمال در هنر- سودمندی در عمل.

 او به جوانان توصیه می‌کند که در شعر خود همواره این دو صفت را در نظر بگیرند و شعر خود را موصوف به این صفتهای والا بسازند. در شعر خود او این هر دو صفت در حد کمال است. 

 

                           

صفحه‌ی اصلی

آشنایی

تازه‌های ادبیات و اندیشه

آرشیو ادبیات و اندیشه

داستان

شعر

نقد

پژوهش

طنز

کودکانه

موج‌های اندیشه

کتابخانه‌ی الکترونیکی

تماس با سایت

پیوندها

 

 

 

 

 

 نقل آثار اين وب- سایت تنها به صورت لينک مستقيم مجاز است.