|
|
|
بیا ای دوست
مهدی عاطفراد
بیا ای دوست تا در شهر رویا میان کوی شادی خانه سازیم هزاران نغمه بر لب می نهد عشق بیا تا ساز دل را خوش نوازیم
بیا ای دوست تا تالاب غم را درون آبشار نغمه ریزیم میان اشک خون آلوده خفتیم بیا تا از دل لبخند خیزیم
بیا ای دوست تا در باغ احساس نهال مهربانی را بکاریم مجال دوستی ای دوست تنگ است بیا تا یکدگر را دوست داریم
بیا ای دوست تا همریشه باشیم بیا عطر گل اندیشه باشیم نهال عشق روید از دل ما درخت دوستی را ریشه باشیم
بیا ای دوست با فرهنگ باشیم بیا تا یک دل و یک رنگ باشیم اگر راه سحر بی رهنورد است به سوی صبح پیشاهنگ باشیم
بیا ای دوست تا در مکتب مهر ز دانشمند دل سرمشق گیریم بیاموزیم فن و دانش عشق از او تعلیم یکرنگی پذیریم
بیا ای دوست همدم باش با من مرا تابان کن ای فردای روشن طلوع دوستی را صبحدم باش بهار عشق را گل باش و گلشن
|
|
|
نقل آثار اين وب- سایت تنها به صورت لينک مستقيم مجاز است. |