|
|
|
دلم غرق است
مهدی عاطفراد
دلم غرق است در عشقی پرآشوب به دریای دلم افکنده توفان هجومش ساحلم را کرده سرکوب دلم را کرده آن توفنده ویران.
دلم غرق است در عشقی خوشایند کند شادان مرا هنگام اندوه بشوید اشکهایم را به لبخند به پیش یأس چون کوه است نستوه.
دلم غرق است در عشقی بلنداوج برد با خود مرا تا آسمانها در آن دریای پرکوکب زنم موج شهابی میشوم در کهکشانها.
دلم غرق است در عشقی شرربار ز لطفش قسمتم سوز و گداز است چه باید کرد با این عشق قهار؟ سرشت و سرنوشتم سوز و ساز است.
دلم غرق است در عشقی گدازان زند بر مشعل اندیشه آتش مذابم میکند آن شمع سوزان کند خاکسترم با شعلههایش.
دلم غرق است در عشقی توانمند مرا میبخشد او نیروی پرواز در آغوشش رها گردم ز هر بند به خورشیدم برد آن صبحپرداز.
دلم غرق است در عشقی تبآلود ز شوقش غوطهور در التهابم لهیبش کرده جان را شعلهاندود در آفاقش طلوع آفتابم.
|
|
|
نقل آثار اين وب- سایت تنها به صورت لينک مستقيم مجاز است. |