|
|
|
وصیت نامه
مهدی عاطفراد
شبانگاهی که شد این شمع خاموش فروغش گشت با ظلمت هماغوش نگاهش را به خاطر بسپر ای یار مکن این خفته را هرگز فراموش.
وداعت میکنم در فصل پرواز به آن آفاق بیپایانوآغاز وصیت نامهام این چند بیت است بخوان بدرود آخر را خوشآواز.
بشوییدم در اشک دیدهی جام به گورم بسپرید آرام آرام شما ای ماندگان بر جا بدانید که راه عمر را این است فرجام.
بشوییدم در اشک چشم ساغر بریزیدم شرابی ناب بر سر به این عمر سپنجی دل نبندبد که دورش میرسد روزی به آخر.
نمیخواهم کفن، آتش زنیدم بسوزانید و خاکستر کنیدم دهید آنگاه بر بادم سبکبار به خاکم نه، به خاطر بسپریدم.
به یادم جرعهای می بر زمین ریز از آن می آتشی سوزان برانگیز مرا در شعلهی می شستوشو ده ز خون تاک در خاکم بیامیز.
بیادم باده پیدرپی بنوشید حدیثم از لب ساقی نیوشید نمیخواهم کسی باشد عزادار سیه در سوگ من هرگز مپوشید.
چه جای گریه و چه جای آه است؟ که اینجا عشق را آرامگاه است ز هر جا باشی و راهی به هر سوی تو را ای رهرو این پایان راه است.
|
|
|
نقل آثار اين وب- سایت تنها به صورت لينک مستقيم مجاز است. |