|
|
|
بنای عشق
مهدی عاطف راد
بنای عشق بناییست سرفراز و بلند که اختران جان هم به پای او نرسند
ز گردباد حوادث نباشدش بیمی به او نمیرسد از سیل قهر و کینه گزند
خوش است در پی رگبار اشک خورشیدش ز ابر غم به در آید لبالب از لبخند
امیدوار کند ناامید بدبین را نشاط یابد از او قلب دردمند نژند
در این جهان که پر از فصلهای جان فرساست ندیده دیدهی دل جانفزاتر از پیوند
دلا بیا که زجان بگذریم در ره عشق که رهروان رهش از سکوت مرگ رهند
تو ای نگار که خورشید صبح گاهانی ستارگان سحر پرتو از تو میگیرند
بنای عشقی و بنیاد دوستی بر تست تمام عاطفه ها نشأت از تو می یابند
ز راستی و درستی چنان تو سرشاری که فارغی ز فریب و رهایی از ترفند
نگاه روشن تو کرده نوربارانم تهی ز تیرگی ام کرد و از سنا آکند
من از فروغ تو روشن روان و خوش بینم زمانه پرتو مهر تو در دلم افکند
برآ ز شرق که دلبسته ی طلوع توام ای آفتاب فروزان عشق ای دلبند
مرداد ۷۱
|
|
|
نقل آثار اين وب- سایت تنها به صورت لينک مستقيم مجاز است. |