|
|
|
بیداری
مهدی عاطفراد
طلوع میکنم از بیکران بیداری فروغ میدهدم کهکشان بیداری
ستارهی سحر روشناییاندیشم میان قلب تو ای آسمان بیداری
سرای سینهی من جایگاه آگاهیست دیار دیدهی من آشیان بیداری
چه غم ز ورطهی گرداب و موج مهلک غم؟ نجات میدهدم بادبان بیداری
نخفته چشم ترم در تمام مدت شب نوای چشمهی او ترجمان بیداری
زلال زمرمهاش جویبار آینههاست ببین درون نگاهش نشان بیداری
میان او و نسیم است زیر لب نجوا سرود دلکششان داستان بیداری
به بر نشیند اگر نونهال آگاهی پر از شکوفه شود بوستان بیداری
اگر که خواب فروبسته چشم کوردلان گشوده است ولی دیدگان بیداری
همیشه در نظرم تابناک خواهد ماند فروغ خاطرهی یادمان بیداری
به هوش باش که طی شد زمان بیهوشی ز جای خیز که آمد زمان بیداری
آبان ۷۰
|
|
|
نقل آثار اين وب- سایت تنها به صورت لينک مستقيم مجاز است. |