|
|
|
برگی از شعر بلند "گاه می اندیشم"
مهدی عاطفراد
گاه میاندیشم شعر در بیشهی الهام اگر گم میشد اشک در برکهی احساس اگر حل میگشت عشق در چشمهی اندوه اگر تن میشست و امید از افق روشن بیداری هجرت میکرد و در اعماق سیاهیها می کرد افول مژدهی خندهی گل را چه کسی میآورد؟ نغمهی آب روان را چه کسی سر میداد؟ معضل باروری را چه کسی حل میکرد؟
گاه میاندیشم محو میشد اگر از خاطر ظلمت خورشید ذوب میگشت اگر در عطش شوق شکیب غرق میگشت اگر در هوس موج سراب و سرود در بلندای کبود کلمات غوطه ور میشد و می ریخت به تالاب سکوت و عدم در هیاهوی وجود رنگ میباخت و در خاطرهها گم میشد چه کسی مشعل بینایی را میافروخت؟ چه کسی جادهی دانایی را میپیمود؟ چه کسی معنی زیبایی را در مییافت؟ چه کسی میافتاد؟ چه کسی برمیخاست؟ چه کسی دل میباخت؟ چه کسی قیمت دل دادن را میپرداخت؟ چه کسی خانهی رویاها را میساخت؟ ...............................................
خرداد ۶۷
|
|
|
نقل آثار اين وب- سایت تنها به صورت لينک مستقيم مجاز است. |