|
|
|
برگی از شعر بلند "سفر بی برگشت"
مهدی عاطفراد
من از این نیمکت سبز در اعماق نسیم که مجرد ز کدورتهای چوبین است و منزه ز سکوت است و سکون یادمانها دارم مثل یک آینه بیروی و ریا نرم چون زمزمهی روشن آب.
آبشاری که به تالاب غزل میریزد و گذر میکند از شاهرگ حادثهها از من گمشده در شهر عطش میخواهد که مهیای سیاحت در سبزاسبز روح طراوت باشم.
و فراسوی خودآگاهی راهی بیدار سفری دارم در پیش پر از راز و نیاز سفری خوشبو تا آن سوی عطر گل سرخ سفری روشن تا آن سوی آواز قناریها سفری سبز به اعماق بهار سفری بیپایان سفری بیبرگشت ......................
فروردین ۶۷
|
|
|
نقل آثار اين وب- سایت تنها به صورت لينک مستقيم مجاز است. |