|
|
|
برگی از شعر بلند "سرودی ستایش آمیز"
مهدی عاطفراد
اندوه را نبود در او راه غم را نمیشناخت چیزی ز حرص و آز نمیدانست از خستگی نداشت نشانی با تیرگی وسردی یأس آشنا نبود.
مواج بود در دل دریای او امید در خندهاش ترانهی خیزاب بود و موج در دیدهاش حکایت پرواز بود و اوج ما را چراغ راهنما میداد آوازهای روح فزا میخواند امیدهای راهگشا میداد عطر لطیف عشق میافشاند الهام بخش قول و غزل بود شوق شروع شعر میانگیخت.
با چشمههای شعر هماوا بود آهنگهای تازه به لب داشت آوازهای روشن شرقی آوازهای سرکش پرواز آوازهای دلکش آغاز انگیزهی سرود برای سکوت بود با بانگ گرم زمزمه میکرد آهنگ رهگشای رهایی را میپروراند در سر ما ایده آل ها اندیشههای تازه و انگیزههای نو میپروراند در دل ما اشتیاقها احساسهای تازه رس و ایده های نو آوازهای جاری و مواج میسرود مردی که در تلاطم قلبش ترانه بود. .......................................
آبان ۶۹
|
|
|
نقل آثار اين وب- سایت تنها به صورت لينک مستقيم مجاز است. |