|
|
|
بینایی بی مرگ
مهدیعاطفراد
چراغ خاطرات تابناک پرسه های کوچهی مهتاب روشن شد در آن گستردهی بی مرز دورادور بخوان آوازهای تا ابد سرسبز را اینک که در آفاق روییدن چراغان است و از بی انتهای جادهی پیوند عطر بوسه میآید کسی میخندد و آوای گرم او بشارت بخش خورشید است و من در بیکران وسعت احساسها همچون غباری محو گردیدم فروغ ایده را در چهرهی آیینهی اندیشه ها دیدم و پی بردم که در آفاق فردا آفرین آرمانهای فروزنده چراغ روز نو در دوردست مشرق آمال میسوزد. ☼☼☼ پرم از مژدهی خورشید خندان - حرف من این است و در ژرفای قلبم آرزوی روزهای روشن آینده دیرین است من از فردای فرخ خندهی فرخنده میگویم من از آینده میگویم از آن آوازهای آشنا آهنگ از آن پروازهای اوج گیرنده از آن آغازهای آسمانی رنگ به راز بینش جاوید شد آگاه چشمانم لبالب گشت از بینایی بیمرگ نگاهش را به صبح دل فروز تا ابد تابنده میدوزد.
مرداد ۶۹
|
|
|
نقل آثار اين وب- سایت تنها به صورت لينک مستقيم مجاز است. |