|
|
|
شاعر ابرم
مهدی عاطفراد
کولی ابرم و خنیاگر بارانم من از سفرهای دراز آمده ام از دل چشمهی راز به تمنای شکوفایی لبخند امید در دل خسته و پژمردهی اندیشهی مرگ به تمنای شکوفایی باغ هیجان بر بیابان عطشهای عقیم نرم آهنگ و سبک میبارم و سبکبار از آفاق سحر میگذرم نازک آواتر از آهنگ نسیم تخم امید در اندیشهی بالنده و بارآور صبح اندیشان میکارم دید خورشید در اعماق نگاهم نگران کولبارم طپش قلب نهالان جوان شاعر ابرم و شعرم باران.
آرمانم رشد است آرزویم رویش باغ اندیشهی من سرسبز است از ملاقات افقهای کبود آمده ام از سرآغاز سرود می دهم مژدهی بالیدن لبخند طلوع گرد آلودهی یاس از دل شفاف امید پاک میگردانم و به آواز خوش آهنگ شکوفایی اندیشهی نو میخوانم در دل خاطرهها میمانم پاکی و روشنی گمشده را میجویم در مسیر وزش عاطفهها میپویم اشک اندوه ز چشمان افق میشویم بر سر شاخهی شاداب سحر میرویم میوهام موهبت صبحدمان شاعر ابرم و شعرم باران
دی ۶۹
|
|
|
نقل آثار اين وب- سایت تنها به صورت لينک مستقيم مجاز است. |