|
|
|
زورق آرزو
مهدی عاطفراد
نشستیم بر زورق آرزو گذشتیم از ذهن تالابها و دریای بیمرز هستی از امواج جان آفرین لب به لب بود پیامی ز توفان و تندر رسید تلاطم در اندیشهی چشمه مسکن گزید و جوشید از قلب جوشان ما جویباران غزل خواند باران به آهنگ بیداری آبشاران و شد آفتاب رفاقت فروزان و در آسمان صفا کهکشان صداقت درخشید.
جهان پر شد از روشنایی در اعماق دل خانه کرد آشنایی و عشق از در آمد خرامان و آرام آرام و در چشمهی دوستی شست ما را به بیمرز احساسها پر کشیدیم بر اوج بلند سعادت پریدیم و دیدیم دروازهی آرمان را که بر رهروان ره صبحدم میگشود گذرگاه بی روزن روشنی را ز شوق شکفتن سحر شد لبالب در آفاق ایمان به فردای نو کوکب صبح تابید
شهریور ۶۹
|
|
|
نقل آثار اين وب- سایت تنها به صورت لينک مستقيم مجاز است. |