|
|
|
چه شگفت است!
مهدی عاطفراد
در اندوهی تسکینناپذیر روانهام در مدار سرنوشت خویش با امتدادی شلجمیوار رهگذر از میان اشکها و تبسمها و پیشرو تا بیپایان آینهها
چه شگفت است حادثهی همایونِ بودن!
آسمان سرشار است از سکوت و قلب من سرشار از سرود با ستارگانی که فرزندان روشناییاند و طلوعشان باران نور را ارمغان میبخشد
چه شگفت است حادثهی همایونِ زیستن!
پایانی ندارد این بیفرجامراه گذران از میان شادی و اندوه و روان تا بینهایت عشق و آنگاه فروریزش آرزوها در تالاب رؤیا آنجا که سرزمین پژواکها و بازتابهاست و سرچشمهی ترانهی ابدی مهربانی چه شگفت است حادثهی همایونِ دلبستن!
فروردین ۷۶
|
|
|
نقل آثار اين وب- سایت تنها به صورت لينک مستقيم مجاز است. |