|
|
|
ای نسیم ( تقديم به همايش بزرگداشت هفتادمين سال وفات نسيم شمال)
مهدی عاطف راد
اشرف الدين ای نسيم روح افزای شمال ای بلند انديش، ای خوش فكر،ای نيكو خصال ای فروغ خاطرت خورشيد اصحاب كمال اين مريد سينه چاكت دارد از تو يك سوال
از چه شعرت هست اين سان پرتو افشان ای نسيم؟ كرده شب های سياهم را درخشان ای نسيم
شعر تو روح و روان را تازه و تر می كند باغ جان را از گل و ريحان معطر می كند می كند ناكس دغلبازان دون را ريشخند " ريشخند دردمندان فيل را خر می كند "
خوب خنديدی به ريش قلچماقان ای نسيم ظالمان از تو به واويلا و افغان ای نسيم
شعر تو آرام بخش جان يالقوزان بود داروی درد جوان بی سر و سامان بود ای كه گفتی " لذت دنيا زن و دندان بود" بی زن و دندان جهان دلگير چون زندان بود
نيست ما را پول بهر زن گرفتن ای نسيم در دهان ها نيست دندان بهر خوردن ای نسيم
گفته ای زين خلق گريان خنده می گيرد ترا از شتر مرغان فراوان خنده می گيرد ترا هم ز موش گربه رقصان، هم ز گرگ ميش سان از پلو با مرغ بريان خنده می گيرد ترا
خنده كن بر حال ما لقمه پرستان ای نسيم نوش جان كن لقمه ای با ما فسنجان ای نسيم
بوده ای از حقه بازان و دورنگان در عجب كه ندارد بطن هاشان راست روده يك وجب حقه می بازند پشت حقه، هر دم، روز و شب " العجب ثم العجب بين الجمادی والرجب "
حيرتا زين ريگ ها در كفش رندان ای نسيم دوغشان ماستش كم و آبش فراوان ای نسيم
" ای نسيم اين خلق را بيدار كردی بن سوآر" " جاهلان مست را هشيار كردی بن سوآر" راه فردا بود ناهموار و بس پر پيچ و خم راه ناهموار را هموار كردی بن سوآر
روز چون نو گشت وآمد صبح پر نور ای نسيم گو به ما خرخر كنان در خواب، بن ژور ای نسيم
خوبی وضع جهان را بشنو و باور مكن مردی نامردمان را بشنو و باور مكن هر چه بشنيدی تو از اين گوش از آن يك در بكن حرف مفت اين و آن را بشنو و باور مكن
همچنان باشد قاراشميش كار دنيا ای نسيم آب خوش خوردن در اين دنياست رويا ای نسيم
سفره ی شعرت پر از مرغ و فسنجان ای جناب ليك خود هرگز فسنجانی نديدی جز به خواب معده ات جولانگه آبگوشت بود و طاس كباب آب زيپو بود ديزی تو، طاس كبابت هم پر آب
ليك شعرت خوشمزه تر از فسنجان ای نسيم اشتها انگيز تر از مرغ بريان ای نسيم
چون تو را داريم گلزار سعادت مال ماست گنج الفت، گوهر مهر و محبت مال ماست كار و كوشش، جهد و جنبش هست مال ديگران " خواب راحت، استراحت، عيش و عشرت مال ماست"
جيب خالی و پز عالی ست ما را ای نسيم ديگران را جد و هزالی ست ما را ای نسيم
گوشت ارزان می شود دنبه فراوان ای نسيم "هر گدایی می خورد مرغ و فسنجان ای نسيم" چون تغاری بشكند ماستی بريزد بر زمين می شود دنيا به كام كاسه ليسان ای نسيم
آن كه او با خون دل می كرد نان تر ای نسيم نان او در روغن است امروز ديگر ای نسيم
ما به راهت نغمه خوان و پای كوبان می رويم سرخوش از عطر نسيمت، دست افشان می رويم شعر شيرين تو بر لب، عشق پر شورت به سر " از برای نون سنگك، توت شمران می رويم "
در به روی مخلصان خويش بگشا ای نسيم با فسنجان كن پذيرایی تو از ما ای نسيم
شعرهای اشرف الدين از گهر بالاتر است در حلاوت گفته هايش از شكر بالاتر است نور می بارد از آن ابيات پاك و تابناك آفتاب شعرش از شمس و قمر بالاتر است
واله آن شعرهای آبداريم ای نسيم در هوايت مخلصانی بی قراريم ای نسيم
اسفند 82
|
|
|
نقل آثار اين وب- سایت تنها به صورت لينک مستقيم مجاز است. |