مقدمه ای بر نقد ادبی

مهدی عاطف راد

 

    

نقد ادبی دانش كاربردی  شناسايی، تجزيه و تحليل، سنجش و ارزيابی آفريده های ادبی است. اين دانش امكان تفسير ، تحليل و تاويل يك تاليف ادبی را فراهم می آورد و ابزار مناسبی است برای باز كردن گره های كور يك متن ادبی، توضيح و تشريح پيچيدگی های درونی آن، آشكار ساختن جنبه های پوشيده و پنهان آن، و پرتو افكندن بر تاريكناهای زیر سایه مانده آن.

علاوه بر اين ها، نقد ادبی  روشی است برای سنجش ارزش و مقام يك اثر ادبی، و تشخيص و تميز عيب ها و حسن ها، قوت ها و ضعف ها، و زشتی ها و زيبايی های آفريده های ادبی و شناسايی سرچشمه های اين ارزش های مثبت و منفی.

هم چنين نقد ادبی قوانين، موازين و دلايل مقبوليت و مطروديت آثار ادبی را مورد مطالعه  و تحقیق قرار می دهد، حقيقت هنری را در يك اثر ادبی می شناسد و می شناساند، ارزش های نهفته و نامكشوف آن را كشف و آشكار می سازد، سره را از ناسره، و قوی را از ضعيف در آثار ادبی جدا می سازد و تفكيك می كند.

همان گونه كه دانش و روش عيارسنجی به زر شناس اجازه و امكان می دهد كه عيار زر را بسنجد و زرناب و خالص را از زر ناسره و تقلبی تميز دهد، دانش و روش نقد ادبی نيز همين امكان را برای ادب شناس و ناقد فراهم می آورد و به او اجازه می دهد كه عيار يك  متن ادبی را بسنجد.

و افزون بر همه اين ها، نقد ادبي، آفريده های ادبی را از جنبه های گوناگون مورد بررسی، تحقيق و تدقيق قرار می دهد، ريشه ها و سرچشمه های آفرينندگی را در آن ها جستجو و پیگیری می كند، رابطه اثر را با ذهن، روان و شخصيت خالق آن بررسی می كند و جنبه هايی از اين رابطه  پيچيده و پوشيده را كه حتی بر خود صاحب اثر نيز آشكار نيست، بر او و خوانندگان اثر فاش می سازد، روابط  متقابل اثر را با محيط ، جامعه و تاريخ مورد مداقه قرار می دهد، تاثيراتی را كه اثر ادبی از ذهنيات خودآگاه و ناخودآگاه و روحيات فردی و اجتماعی، و بينش و نگرش پديد آورنده آن پذيرفته است، بررسی و تحليل می كند، به تاثيرات و الهاماتی كه از ديگر آثار ادبی  پذيرفته توجه می كند، اثر ادبی را از نظر شكل و ساختار، موضوع و مضمون،  زبان و بيان، صناعت های به كار رفته در آن، جايگاهش  در ميان ساير آثار  وسبك ها  يا مكتب  های ادبی موجود  بررسی می كند، و ميزان و كيفيت نوآوری ها و ابداعات و ابتكارات خلاقانه و هنری آن را می سنجد.

نقد ادبی پل ارتباطی و حلقه  واسطه بين اثر ادبی و خواننده يا شنونده آن است و می كوشد تا با پرتو افكندن بر تاريكی های اثر و روشن ساختن سايه های محو آن، لطافت ها،ظرافت ها، زيبايی ها،هنر نمايی ها، جنبه های بديع و اصيل يك آفريده  ادبی و ريزه كاری ها و صنعت گری های آن را كه ممكن است مخاطب معمولی  به آن توجه و التفات لازم را نداشته باشد و در مطالعه اثر از آن ها غافل و بی نصيب بماند، بر او روشن و آشكار گرداند. هم چنين عيب ها و نقص های اثر، و كاستی ها و سستی ها و گنگی های آن را نيز برملا  كند، و بر مبنای مجموعه اين معايب و محاسن آشكار و پنهان، ارزش و عيار نسبی اثر را روشن گرداند.

 نقد ادبی در پشت ظاهر اثر ادبی به باطن آن مي پردازد، در پس رو ساخت های اثر به زير ساخت های آن توجه می كند، بنياد ها و شالوده ها و پايه های عينی و ذهنی اثر را شناسايی می كند و ميزان استحكام و استقامت آن ها را می سنجد، در زير لايه های بيرونی اثر به لايه های درونی و ارتباط آن ها با هم و با لايه های بيرونی، و در پس جريان های سطحی به جريان های عمقی و سرچشمه های پيدايش آن ها و مسير ها و مجراها و مقصد های پیدا و پنهان شان می پردازد و ارتباط شاخه های آشكار را با ريشه های پنهان بررسی می كند و نشان می دهد.

نقد ادبی به اعتبار شناختی كه از قوانين و اصول سنجش و ارزيابی ادبی ارائه می كند، دانش است و به اعتبار روش های تشريحی و توصيفی خود در بررسی ويژگی های متون ادبی روش و فن است و جنبه ی كاربردی دارد. به اين دليل دانشی كاربردی و عملی است.

نقد ادبی بر اساس اين كه از كدام زاويه ديد به اثر ادبی نگاه و بر مبنای چه موازينی آن را تحليل و ارزيابی می كند، به انواع گوناگونی بخش بندی می شود. نخستين و مهم ترين تقسيم بندی عبارت است از:

یک ـ نقد معنا شناسانه

دو ـ نقد زبان شناسانه

سه ـ نقد نماد شناسانه

نقد معنا شناسانه نقدی است كه در آن معيار و مبنای نقد، محتوای مفهومی و مضمون  اثر ادبی است. در اين شيوه نقد، انديشه ها و عقايد مطرح شده در آفريده ی ادبی، معانی و مفاهيم ارائه شده در متن و رابطه ی فكری و بينشی  آفريننده ی اثر با آن، به عنوان اصلی ترين شاخص و ملاك ارزيابی، مورد توجه و بررسی قرار می گيرد و ساير عوامل  تشكيل دهنده اثرـ مانند زبان، بيان، نماد ها، تصوير سازیـ  به عنوان عوامل فرعی،حاشيه ای و مكمل، طرف توجه هستند.

نقد زبان شناسانه نقدی است كه معيار و مبنای ارزيابی متون ادبی را  در درجه نخست زبان و سپس بيان قرار می دهد و بر اساس معيار های زبان شناسانه اثر را ارزيابی و نقد می كند و ساير عامل ها، هم چون معنا و مضمون و نماد  را فرع بر زبان می گيرد و در ارتباط با آن مورد توجه قرار می دهد. ويژگی های زبانی تاليف،انواع زبان ها و بيان های به كار رفته در اثر، رابطه اين زبان ها با هم، رابطه اين زبان ها با روحيات و مختصات روانی مولف، تاثير پذيری  زبانی مولف از ديگر مولفان و ساير آثار ادبی، جهانی بودن يا منطقه ای و بومی بودن زبان،ارتباط زبانی اثر با زبان عاميانه، زبان گفتاری و نوشتاری از مهم ترين مسائلی هستند كه اين گونه نقد به آن می پردازد.

نقد نمادشناسانه نقدی است كه در آن معيار و مبنای نقد ارزش ها و ويژگی های نمادين اثر و ارتباط لايه های نمادين با لايه های معنايی آن است. اين نقد بر مبنای پردازش مجازها و استعاره ها در اثر ادبی و سطح تاويل پذيری آن و تفسير و تاويل عناصر نمادين اثر به ارزيابی و داوری  ارزش های يك آفريده ادبی می پردازد.

 نقد ادبی را می توانيم به صورت زير نيز به دو  بخش تقسيم  كنيم: 

یک ـ نقد درون گرايانه

دو ـ  نقد برون گرايانه

نقد درون گرايانه نقدی است كه در آن معيار و مبنای نقد، اجزاء و عوامل و عناصر درونی اثر اعم از ساختار، زبان، بيان، معنا و مانند آن ها؛ در ارتباط های متقابل تنگاتنگ و منسجم با يكديگر است و تركيب ها و هماهنگی های اين اجزاء و عناصر را در نظر می گيرد و بر مبنای ويژگی های درونی و تاثيرات متقابل اجزاء داخلی،متن ادبی را نقد می كند.

نقد برون گرايانه نقدی است كه اثر ادبی را بر مبنای روابط بيرونی آن و تاثيراتي كه از عوامل خارجی پذيرفته می سنجد و ارزيابی می كند. در اين گونه نقد روابط تاليف ادبی با مولف آن، زمان، مكان، محيط ، تاريخ، جامعه و فرهنگ بررسی و تحليل می شود و عوامل درونی اثر بر مبنای تاثيراتی كه از عوامل بيرونی دريافت كرده و روابطی كه با آن دارد طرف توجه قرار می گيرد.

 از ديد گاهی ديگر نقد ادبي را می توان به گونه های زير تقسيم بندی كرد:

نقد تفسيری ـ نقد تحليلی ـ نقد تاويلی ـ نقد تطبيقی ـ نقد ساختار گرايانه ـ نقد شكل گرايانه ـ نقد تاليفی يا التقاطی.

نقد تفسيری می كوشد بر اساس نمای  ظاهری و لايه های بيرونی اثر ادبی، از باطن و لايه ها و جريان های پنهان و درونی اثر تفسيری منطقی و موجه ارائه دهد.

 نقد تحليلی  به تجزيه و تحليل پيچيدگی ها وعوامل سخت فهم يا دير فهم اثر ادبی می پردازد و می كوشد برای حل مسائل و معضلات آن راه حل های مناسب طرح كند.

 نقد تاويلی به تاويل ايهام ها و استعاره ها و مجازهای اثر ادبی مي پردازد و می كوشد تا بر جنبه های  تاريك، پشت سايه پنهان،پوشيده، و ناپيدای اثر پرتو افكند و آن ها را آشكار سازد.

نقد تطبيقی می كوشد تا مطابقت های اثر ادبی را با ساير آثار ادبی و تاثير پذيری های آن را از عوامل گوناگون، مانند عناصر  روانی  و شخصيتي مولف، عوامل محيطی و اجتماعی دريابد و در نظر بگيرد.

نقد ساختار گرايانه به ساختار اثر ادبی و روابط بين اجزای ساختاری مانند  روابط بين شكل و محتوی، رو ساخت و زير ساخت، اجزاء و كل اثر می پردازد و آن ها را بررسی و ارزیابی می كند.

 نقد شكل گرايانه شكل اثر ادبی را هدف اساسی توجه نقد آميز و بررسی انتقادی خود قرار می دهد و آن را ملاك و معيار ارزيابی خويش در نظر می گیرد.

نقد تاليفی درهم آميزه ای از همه ی این گونه های برشمرده نقد است و می كوشد تا بين ديدگاه های  مختلف نقد تاليف و تلفيق و تعادل  ايجاد كند.

 نقد ادبی با ساير دانش ها و گستره های شناخت  نيز در ارتباط تنگاتنگ قرار دارد و از دستاوردها و ثمره های اين دانش ها و معاريف در ارزيابی و سنجش خويش بهره برداری و حسن استفاده می كند. از اين ديدگاه نقد ادبی می تواند دارای يكی از گرايش های زير باشد:

نقد جامعه شناسانه ـ نقد روان شناسانه ـ نقد معرفت شناسانه ـ نقد زيبايی شناسانه ـ  نقد تاريخی ـ  نقد اخلاقی .

معيار و مبنای نقد جامعه شناسانه مصاديق و مضامين  و رگه های اجتماعی اثر ادبی و روابط متقابل اثر با جامعه و تاثير گذاری  اين دو بر هم است.

نقد روان شناسانه  به سرچشمه های روانی اثر ادبی و تاثير پذيری آن از ويژگی های روانی فردی - اجتماعی خالق اثر و محيطش  می پردازد.

معيار و مبنای نقد معرفت شناسانه محتوای شناختی و آگاهی های گوناگونی است كه در اثر ادبی نهفته است و به مخاطب آن منتقل می