|
|
|
نگاهی به زندگی و آثار دکتر فاطمه سیاح
مهدی عاطفراد
دكتر فاطمه سياح نخستين زن ايرانی است كه كرسی استادی دانشگاه را به دست آورد. همچنين او نخستين خانم منتقد ادبی ايرانی است كه دارای دكترای ادبيات بوده، در رشتهی نقد ادبی تحصيل آكادميك كرده، با نظریههای نقد ادبی به طور علمی و اصولی آشنا بوده، و نقدهای ادبی ارزندهای نوشته است. به علاوه، او نخستين زن ايرانی بوده كه عهدهدار مأموریتی سياسی در خارج از ايران شده و عضو هيئت نمايندگی ايران در هفدهمين دورهی جامعهی ملل در ژنو بوده است. دكتر فاطمه سياح در سال 1281 خورشيدی در شهر مسكو، در یکی از خانوادههای نامدار ايرانی به دنيا آمد. شهرت اين خانواده بيشتر به خاطر یکی از عموهای جهانگرد و سیاستمدار فاطمه سياح، مشهور به حاجی سياح، بود كه صاحب خاطرات بسيار معروفی است. پدر فاطمه سیاح، جعفر رضازاده سياح، هم شخصیت فرهنگی نامداری بود و مدت 45 سال در مسكو در "دانشكدهی زبانهای شرقی" استاد زبان و ادبيات فارسی بود. فاطمه سياح تحصيلات دبيرستانی و دانشگاهیاش را در مسكو گذراند و از دانشكدهی ادبيات دانشگاه مسكو در رشتهی ادبيات اروپایی موفق به دريافت درجهی دكترا شد. او رسالهی دكترایش را دربارهی "آناتول فرانس" نوشت كه با درجهی عالی پذيرفته شد. سپس مدت 4 سال در دانشكدههای مسكو به تدريس مشغول بود. دكتر فاطمه سياح در اواخر سال 1312 به ايران آمد. او مدتی را به تلاش برای يافتن شغل فرهنگی مناسب گذراند. نخستين مقالهاش را در حوزهی نقد ادبی در بهمن ماه همين سال، با عنوان "كيفيت رمان" در روزنامهی ايران به چاپ رساند. اين مقاله پاسخی انتقادی بود به مقالهی "رمان" از احمد كسروی. در سال1313، با دو مقاله در كنگرهی "هزارهی فردوسی" شركت كرد. عنوان مقالههایش عبارت بودند از: تحقيق مختصر در احوال و زندگی فردوسی- انتقاد دانشمندان اروپایی در باب فردوسی. این دو مقاله در همان سال 1313 در نشریهی انجمن آثار ملی و در فردوسینامهی مهر منتشر شد. در همين سال با سمت معاون ادارهی تعليمات نسوان در وزارت فرهنگ استخدام شد، و با پيدا كردن شغلی مناسب، برای هميشه در ايران ماندگار شد. در سال 1314 فاطمه سياح عضو هيئت مديرهی "كانون بانوان ايران" شد و سال بعد، از طرف دانشسرای عالی از او دعوت شد كه در آنجا به تدريس زبانهای خارجه بپردازد. وزارت فرهنگ طی نامهای از دانشسرای عالی خواست كه از تدريس فاطمه سياح جلوگيری شود، ولی چون دانشسرا نياز مبرم به او داشت و کسی را نداشت كه جانشینش كند، از انجام اين درخواست خودداری كرد، و تدريس زبان و ادبيات روسی با ورود فاطمه سياح به دانشسرای عالی آغاز شد. در همين سال از طرف دولت به سمت عضويت هيئت نمايندگی ايران در هفدهمين دورهی جامعهی ملل تعيين شد و به ژنو رفت. در سال 1317 با وجود مخالفت شديد مخالفان محافظهکار و مردسالارش، به مقام دانشياری دانشگاه تهران رسيد و صاحب كرسی درس "سنجش ادبيات زبانهای خارجه" شد. پنج سال بعد شورای عالی فرهنگ استادی كرسی ادبيات دانشگاه تهران را به او تفويض كرد و او به عنوان نخستين استاد زن رسمی دانشگاه، دارای كرسی استادی شد. در سال 1322 با تشكيل "حزب زنان ايران" فاطمه سياح عضو دبيرخانه و منشی حزب شد. در همين سال با تشكيل "انجمن روابط فرهنگی ايران و شوروی" دكتر فاطمه سياح عضو هيئت مديره و منشی کمیتهی موسیقی، تآتر و سينمای اين انجمن شد. و سال بعد با انتشار مجلهی "پيام نو" به عنوان ارگان انجمن، دكتر فاطمه سياح، عضو هيئت تحريریهی آن مجله شد و همكاری با اين نشريه را آغاز كرد. اين همكاری تا پايان عمر دكتر سياح ادامه يافت. در سال 1323 از طرف "حزب زنان ايران" از وزارت دادگستری اجازه يافت كه به امور زنان زندانی و زندان زنان رسيدگی كند. در همين راستا كلاسهای سوادآموزی و كارگاههای هنرهای دستی برای زنان زندانی در داخل زندان تشكيل داد. در همين سال از طرف "حزب زنان" به اتفاق بانو هاجر تربيت، به دعوت دولت تركيه، به آن كشور سفر كرد و در اقامت 45 روز در اين كشور در زمینههای گوناگون ادبيات و فرهنگ ايران، چند سخنرانی کرد، از جمله در تالار بزرگ دانشكدهی حقوق و سياست استانبول، در برابر بيش از هزار شنونده از دانشجويان و دانشمندان و فرهنگدوستان آن شهر دربارهی تأثیر حافظ بر گوته سخن گفت، و مورد تحسين و تجليل فراوان قرار گرفت. در سال 1324 به اتفاق بانو صفيه فيروز به نمايندگی از طرف "شورای زنان ايران" به فرانسه رفت و در كنگرهی "زن و صلح" پاريس شركت كرد. در سال 1325 به رياست هيئت مديرهی "انجمن معاونت عمومی زنان" شهر تهران انتخاب شد. در همين سال عضو "جمعيت شير و خورشيد سرخ بانوان ايران" شد. همچنين در نخستين "كنگرهی نويسندگان ايران" شركت كرد و در اين كنگره دو سخنرانی كرد. موضوع سخنرانی اصلیاش "وظیفهی انتقاد در ادبيات" بود. يك سخنرانی انتقادی هم پيرامون سخنان دكتر خانلری دربارهی نثر معاصر فارسی انجام داد و سخنان دكتر خانلری را نقد کرد. دكتر فاطمه سياح در آبان 1326 جهت درمان بيماری قند به اروپا رفت و پس از سه ماه مداوا به ايران بازگشت. اين بانوی دانشمند، در پنجم اسفند 1326 آخرين سخنرانیاش را به زبان فرانسه در تالار سخنرانی "انجمن روابط فرهنگی ايران و فرانسه" دربارهی تأثير و نفوذ داستايوسکی در ادبيات فرانسه ايراد كرد وهشت روز بعد، در نخستين ساعات روز پنجشنبه، سیزده اسفند، بر اثر ايست قلبی، در سن چهل و پنج سالگی درگذشت. دكتر فاطمه سياح در ابتدای جوانی با پسر عمویش، حميد سياح، ازدواج کرد و چند سال بعد، به دليل ناسازگاری اخلاقی از او جدا شد. پس از آن دیگر هرگز ازدواج نکرد. دكتر سياح در طول زندگیاش بارها به شهرهای مختلف اروپا سفر كرد و در هر سفر، از نزديك به مطالعهی آخرين تحولات و نظريات نوین ادبیـ اجتماعی و ابداعات فكری- هنری در اين كشورها پرداخت و نتايج يافتههایش را به صورت مقاله در روزنامهها و مجلات، یا به صورت سخنرانی به جامعهی فرهنگی- ادبی ايران ارائه كرد. پس از مرگ دكتر فاطمه سياح، در 21 اسفند ماه 1326 در تالار اجتماعات دانشكدهی ادبيات دانشگاه تهران، مجلس يادبودی به ياد او برگزار شد. در اين مجلس ابتدا وزير فرهنگ وقت، دربارهی مقام علمی آن بانوی فرهيخته سخن گفت. سپس دكتر علیاكبر سياسی، رئيس وقت دانشگاه، در خطابهای چنین گفت: "با فوت بانو فاطمه سياح، دانشگاه تهران یکی از دانشمندترين استادان خود را از دست داد. كرسی درس ايشان عبارت از "سنجش ادبيات" و "ادبيات روسی" بود. چون برای تدريس "سنجش ادبيات" آشنایی با ادبيات چند زبان بيگانه لازم است، انجام اين كار از عهدهی هر کسی برنمیآيد . بدبختانه اين جانب تا اين تاريخ کسی كه صلاحيت تدريس اين درس را داشته باشد در نظر ندارم. بنابراين دانشگاه ناگزير است فعلاً اين درس را تعطيل نمايد." در همين جلسه، استاد سعيد نفیسی، بانو دكتر زهرا خانلری و چند دانشجوی اين استاد دانشمند، دربارهی خصوصيات اخلاقی و علمی دكتر فاطمه سياح سخن گفتند و رشيد ياسمی شعری را كه دربارهی خصوصیات اخلاقی دكتر سياح سروده بود، قرائت كرد. سالها بعد دكتر خانلری دربارهی دكتر فاطمه سياح چنين نوشت: "خانم بزرگی بود كه در نقد ادبی شايد نظير او را كمتر به خود ببينيم." دكتر فاطمه سياح به معنای حقیقی كلمه انسانی بزرگوار و فرزانه بود و در تمام عمر پايبند و متعهد به موازين اخلاقی و علمی بود و هرگز در هيچ شرایطی از اين موازين منحرف نشد . بانو هاجر تربيت- از دوستان و همكاران دكتر فاطمه سياح- در سخنرانی به مناسبت سومين روز درگذشت او، چنين گفت: "راجع به اخلاق و سجايای آن مرحوم بدون اغراق بايد بگويم كه آن همت و اراده و متانت كه در شخص آن مرحوم سراغ داشتم، تا به حال به نظير آن تصادف نكردم. با آن كه متجاوز از پانزده سال بود كه آن فقيد به مرض مزمن و خطرناك قند گرفتار بود، هميشه با خنده و گشادهرویی به آلام جسمانی غلبه يافته، نه پيش کسی میناليد و نه به کسی ابراز درد و رنج میكرد. واقعاً چه خوب گفتهاند: درخت هرچه بارش بيشتر است، سرش پایینتر. اين بانوی دانشمند با آن همه فضايل و كمال و با آن هوش و استعداد به قدری متواضع و خوشخلق و نيكوصفت بود كه هرگز مناعت طبعش اجازه نمیداد معلومات خود را به رخ مردم بكشد و خودستایی كند. در زندگی خصوصی بسيار ساده و بیآلايش و زودباور بود. چون در قاموس زندگی او دروغ و ريا مفهومی نداشت و هرگز باورش نمیشد كه ممكن است ديگران دروغ بگويند، رياكاری و ظاهرسازی كنند." آثار به جا مانده از دكتر فاطمه سياح، شامل مقالاتی است كه از او در سالهای 1312 تا 1326 در نشریههای گوناگون- از جمله مجلههای ايران امروز، مهر، آينده، پيام نو، سخن، تعليم و تربيت، گلهای رنگارنگ- منتشر شده است. اين مقالات را از نظر موضوع به چند بخش میشود تقسيم كرد. ۱- مقالاتی دربارهی زنان و مقامشان در جامعه و ادبيات: دكتر سياح مقالههای ارزشمندی دربارهی نقش و مقام زن در اجتماع و ادبيات نوشا كه مهمترین آنها عبارتند از: زن در مغرب زمين پنجاه سال پيش و امروز ـ زن و هنر ـ مقام زن در ادبيات ـ زن در ادبيات جديد فرانسه، انگليس، آلمان ـ مسألهی نبوغ در نزد زنها ـ مادام دوستال ـ زن و انتخابات در ايران. ۲- مقالاتی دربارهی ادبيات و نقد ادبی: بيشتر مقالههای به جا مانده از دكتر سياح دربارهی ادبيات و نقد ادبی است. مهمترين آنها عبارتند از: ادبيات معاصر ايران- كيفيت رمان- موضوع رمانتيسم و رئاليسم از حيث سبك نگارش در ادبيات اروپایی- بالزاك و روش نو داستاننویسی- مقام سنت در تاريخ و ادبيات- موضوعات جاويدان و مطالب روزانه در ادبيات- وظیفهی انتقاد در ادبيات. ۳- مقالاتی دربارهی زندگی و آثار نويسندگان روس: دكتر سياح چند تن از مشهورترين نويسندگان روس را در مقالاتش معرفی و نقد كرد و به بررسی زندگی و آثارشان پرداخت. مهمترين مقالات او در اين زمينه عبارتند از: آنتوان چخوف (برای چهلمين سال وفاتش)ـ شرق در آثار پوشكينـ ميخائيل شولوخفـ داستايوسکی (مقدمه بر كتاب شبهای روشن داستايوسکی- ترجمهی دكتر زهرا خانلری) ۴- فردوسیشناسی: در زمینهی شناخت فردوسی و شعرش دكتر سياح سه مقاله نوشت كه دو تا از آنها را در كنگرهی هزارهی فردوسی قرائت کرد و سومی را در مجلهی سخن به چاپ رساند. اين مقالات عبارتند از: تحقيق مختصر در احوال و زندگی فردوسی ـ انتقاد دانشمندان اروپایی در باب فردوسی ـ نظرياتی چند در باب شاهنامه و زندگانی فردوسی. ۵- مقالات تربیتی: در زمینهی مسائل تعليم و تربیتی دكتر سياح مقالات متعددی در نشريات به چاپ رساند كه نمونههایی از آنها عبارتند از: وظیفهی تعليم و تربيت در شاهكارهای ادبی ـ تدريس متون ـ نظری به اخلاق. در سال 1324 دكتر سياح، به سفارش وزارت فرهنگ و با همكاری خانم مهری آهی و يك معلم روسی دانشكده حقوق، يك جلد كتاب درسی برای دبيرستانهای ايران تدوين كرد. اين كتاب به دو زبان فارسی و روسی در همان سال در باكو به چاپ رسيد. همچنين بخش كوچکی از تقريرات درسی دكتر سياح در دانشكدهی ادبيات دانشگاه تهران، به جا مانده كه شامل مطالب زير است: ادبيات تطبیقی، مكتب رمانتيسم ـ رمانتيسم در فرانسه (مكتب شاتوبريان: ژوزف دومسترـ مارکی دو بونالدـ مادام دوستالـ شاتوبريانـ آلفره دوموسه ـ آلفره دووینیی)ـ دربارهی چند نويسنده و متفكر آلمانی (شيللر ـ گوته ـ هوفمان)ـ بايرون.
اسفند ۸۲
|
|
|
نقل آثار اين وب- سایت تنها به صورت لينک مستقيم مجاز است. |