|
|
|
معرفی مجموعه شعر "سرود اشک و تبسم"
مهدی عاطفراد
نام کتاب: سرود اشک و تبسم (دفتر سروده های نیمایی) سراینده: مهدی عاطفراد ناشر: نشر شریف سال انتشار:۱۳۸۳
دفتر سرود اشک و تبسم دفتری است برگزیده از سروده های نیمایی، شامل پنجاه شعر کوتاه موزون، که به شیوه ی شعر نو نیمایی سروده ام. نخستین شعر این دفتر را در مرداد ماه شصت و نه، و واپسین سروده ی آن را در اسفند هشتاد و دو سروده ام ، یعنی این دفتر، بخشی از سروده های نزدیک به چهارده سال از عمر شاعری ام را در بر می گیرد و آفریده های شعری آن گواهی است بر اندیشه ها ، احساسها، عاطفه ها، دریافتها، برداشت ها، و ذوق و قریحه ی سراینده ای، درنیمه ی دوم دهه ی چهارم و بخش اصلی دهه ی پنجم زندگی اش. موضوع اصلی بیشتر این شعر ها- حساس ترین و بغرنج ترین موضوع جهان- موضوع زندگی و مرگ است، و مهم ترین پرسش ها و دلهره آور ترین دغدغه هایی را که برایم در این دو زمینه، همیشه مطرح بوده وهماره رنجم می داده و به تشویشم وا می داشته، در این شعرها مطرح کرده ام، وهر جا مجالی یافته ام، درباره ی معماهای بدون پاسخی که همیشه ذهنم را به خود مشغول می داشته، از همسفرانم، جویبار و آبشار و چشمه سار، پرسیده ام. پویش، تلاش، جستجو و تکاپوی بشتاب، پیگیری و نستوهی، آفریدن، ساختن و کاشتن و پروردن،امید به فردایی بهتر، وارستگی، سبک بالی و سبک پروازی، اوج گرفتن و تعالی یافتن، از مهم ترین درون مایه های این سروده هاست. رویاهای تابناکم در باره ی روشنی، و کابوس های هراس بارم در گیرودار تاریکی، پیش زمینه ای گسترده در تمام شعرها ست. عشق به بهار، و جریان خون سرخ- سبز زندگی بخش جاری دربرگ ها و رگ های آن، عشق به رویش و رشد و بالندگی و شکوفایی، و نفرت از پژمردگی و خشکیدگی و بی ثمری، فضای اغلب سروده ها را به طرزی چشمگیر از خود آکنده است. راز و نیاز نجوا گونه با نسیم همیشه بیدار، و گفتگوی زمزمه واربا موج های هماره جاری در دریای اندیشه، سرچشمه ی جوشان آگاهی بخشی بوده که مرا همیشه از خود لبریز و در سروده هایم سرریز کرده است. کوشیده ام تا سرگشتگی های رنجبار و تنهایی های محنت انگیز خود را در لابلای سطر های این سروده ها بگنجانم و آن ها را از درون خود بیرون بریزم، و با سرودن این شعرها، جراحت های سوزناک و گدازانشان را مرهم التیام بخش بیایم و نوش دارویی شفا بخش بسازم. در دقایق سرودن این شعرها، هماره به رستگاری خویش و به رستگاری همراهانم و به رهایی جهان از تاریکی ها و کدورت های منجمد نفس گیر و خفقان آور، و تنگناها و بن بست های سد کننده و تباه گرداننده ای که جان آدمی را می پوساند و روانش را فرتوت و و فسرده می سازد، اندیشیده ام وآن را آرزو مند بوده ام،و بخشی از این سروده ها، بیان راه هایی بوده که برای رهایی و رستگاری از انسداد ها و انجماد های فرا ره تکامل و تعالی به ذهنم رسیده است. شعرها اغلب سرشارند از آرزوهای خوش و امیدهای روشن به سرنوشت انسان و بهروزی آینده ای که ثمره ی تلاش و تکاپوی هدفمند و آگاهانه ی او، و میوه ی رنج ها و سختی های فراوانی است که در راه بهتر زیستن تحمل کرده و هزاران بار بیشتر از آن را باید باز هم نستوهانه و سرسختانه تحمل کند. این دفتر در یک کلام ره آورد سفری دور و دراز و بی پایان است از خواب به بیداری، سفرنامه ی سیاحت است از کابوس به رویا، وگزارش پویشی مشتاقانه و شور انگیز از ناهشیاری به هشیاری، رنجنامه ی سیر و سفر از اندوه به شادی، و از اشک به تبسم.
|
|
|
نقل آثار اين وب- سایت تنها به صورت لينک مستقيم مجاز است. |