|
|
|
آمد بهار
مهدی عاطف راد
آمد بهار با گل زيبای دوستیپر شد جهان ز عطر دلارای دوستی فصل شكوفه شد فصل شکفتگی فصل جوانه های جوانی فصل دوباره بارور و پر ثمر شدن بگذشت فصل مرده سرما فصل خمودگی فصل پر از كسالت پژمردن سرسبز شد نهال رفاقت پر شد ز غنچه بوته الفت سرشار از جوانه لبخند سرشار از شكوفه شادی شد فصل باغ های شكوفای دوستی.
آمد بهار با سبد هديه های خويش با مژده بنفشه شادی فزای خويش از راه های دور از پشت كوه های بلند هميشه سبز همراه با ترنم اميد همراه با تبسم خورشيد با ارمغان نور با هديه نوازش و بوسه گل های رنگ رنگ آوازهای سبز خوش آهنگ سرشار از ترانه مرغان مژده خوان سرشار از شميم خوش عشق شد فصل نغمه خوانی باران فصل غزل سرایی مرغان آرزو فصل سرود خوانی بيداران هنگام نغمه های خوش آوای دوستی.
آمد بهار بوسه به لب، سبز و بارور آمد ز شهر روشنی آن پيك خوش خبر همراه با بشارت فردای پر ثمر ای گلبن اميد بيدار شو ز خواب كه هنگام رستن است فصل هميشه سبز و جوان شكفتن است هنگام گل فشاندن و سرسبز گشتن است فصل نمو و رشد فصل حضور سبز و شكوفا فصل سرود خواني رويا بيدار شو ز خواب برخيز و در مسير شكفتن رونده باش در قلب پر تلاطم فردا طپنده باش جوشنده باش فرخنده باش بالنده باش بيدار شو ز خواب پر كن مرا دوباره ز رويای دوستی.
آمد بهار هم سفر جويبار عشق پر كرد از جوانه و گل بيشه زار عشق بايد به پا شويم بايد كه در بهار گل تازه آوريم بايد لباس سبزه بپوشانيم بر ذهن و قلب خويش بايد كه جان مان سرشار بوسه های گل ارغوان شود حيف است باغ ها همه بيدار و ما به خواب حيف است بلبلان همه خوانا و ما خموش بايد ز خاك مرده بجوشيم چون چشمه سار گل در اين بهار نورس لبخند آفرين اين فصل دلنشين در اين بهار تازه كه خنيای دوستی می خواند و بشارت نوروز می دهد بايد شويم غرق تمنای دوستی سرشار از اميد به فردای دوستی.
|
|
|
نقل آثار اين وب- سایت تنها به صورت لينک مستقيم مجاز است. |