|
|
|
گر بهار آرزو روزی به بار آید
مهدی عاطفراد
گر بهار آرزو روزی به بار آید باغ دل گلهای نو زاید گلبن امید میگردد غوطهور در غنچهی خوش عطر و بوی عشق میشکوفد خندهی خوشبختی و شادی بر لبان دختران خندهروی عشق شادکامی یک نفس سر میکشد بادهی آتشروان دوستی را از سبوی عشق. میشود جاری گلاب عاطفه در جویبار عمر قلبها گرم از فروغ دلفروز آفتاب غنچهها شاداب و دهانها لببهلب از بوسه و لبخند میرود بالا ز دیوار جدایی پیچک پیوند. دشتها لبریز از سبزه زندگی تازه و چراغ آرزو روشن لببهلب از جنبوجوش زیستن سرکش و پرشور میجوشد چشمهسار عمر و نهال دوستی از میوههای همدلی پربار خواهد شد. سوسن آزاد سر بر میکند از هر کران دلشاد باغهای زندگانی میشوند آباد شهرها پر میشوند از صلح،از آزادگی، از داد از لهیب لالهها گلزار الفت شعلهای تبدار و آتشبار خواهد شد گر بهار آرزو روزی به بار آید لب به لبخندی دلارا و جهانافروز بگشاید. ● غرق در خوشبختی و شادی غرق در غوغای آزادی زندگانی را ز نو فردای عشق آغاز خواهد کرد بوستان از خواب دمسرد زمستانی خود بیدار خواهد شد نرم و سبزآهنگ شاد و گرمآواز. کاکلی دوستی بر شاخسار مهربانی لانه خواهد ساخت آشیان سبز الفت را بر فراز شاخهی انبوه بهروزی مینهد بنیان مرغک خوشخوان بالهای آشنایی را پرستوی مهاجر باز خواهد کرد راهی شهر سعادتپرور امید خواهد شد نرمآهنگ و سبکپرواز ذهن باغ از فکر شادیآور بالندگی سرشار خواهد شد ذهن گلبرگ از شکوفایی ذهن باران از هماوایی. بلبل آوازهخوان بر شاخسار روح شاعر نغمه خواهد خواند روح او را غرق خواهد کرد در شوق غزلخوانی غوطهور در جویبار نغمه و آوا لببهلب از غنچهافشانی لببهلب از بوسهی ناب جوانی لببهلب از شادمانی، مهربانی، کامرانی. مرغ شادی بر فراز آسمان قلبها پرواز خواهد کرد راههای روز نو هموار خواهد شد ساحر افسونگر و افسانهپرداز طبیعت باز هم اعجاز خواهد کرد سوختهویرانهی خشک جدایی سر به سر گلزار خواهد شد گر بهار آرزو روزی به بار آید شاخسار مهر را با غنچههای سرخ رنگ خود بیاراید.
|
|
|
نقل آثار اين وب- سایت تنها به صورت لينک مستقيم مجاز است. |