راز و نیاز با بهار

مهدی عاطف‌راد

 

 

بهارا، عشقها را آتشين كن

نگاه عاشقان را دلنشين كن

به جای اشك خون آلود اندوه

تبسم بر لب گل جانشين كن

 

بهارا، راز رويش را بيان كن

سرود روشنی را ترجمان كن

غم بيدادگر را ريشه بر كن

خوشی را حكمفرما بر جهان كن

 

 بهارا، جانهایمان را سرشار كن از شكوفایی، از بالندگی، از طراوت و شادابی. جانی به ما عطا كن  چون جوانه سبز و جوان بخت، چون غنچه لبريز از عطر خوش زندگی. قلب ما را پر كن از نوزایی، از سرسبزی و رويش، از شفافيت شبنم سحر گاهی.

 بهارا، روحی به ما ببخش چون روح خويش بزرگوار و سخاوتمند، بخشنده و مهربان. قلبی به ما عطا كن چون قلب خويش آزاده و راد. آكنده اش كن از سخاوت و فتوت. ما را آن نيروی معجز آفرين ببخش كه با هم مهربان و بر هم بخشنده باشيم.

 بهارا، دل های مان وسعت ببخش؛ جان های مان بی كرانه و فياض گردان. جوشان مان كن از فوران روشنایی ناب عطوفت. بینشی سبز و شكوفا به ما مرحمت كن؛ و چشمانی دوربين و آينده نگر.

 بهارا، انديشه هامان پاك و تابناك گردان، و به ما نيروی سبزاندیشی، آزادگی و حقيقت گرایی عطا كن. قلب ما را از عشق به زيبایی، دانایی، والایی و نیکی لبريز كن.

 بهارا، به ما بياموز كه چون چشمه سارانت جوشان باشيم؛ و چون جويبارانت جاری گرديم؛ چون كوهسارانت استوار و نستوه هماره پا بر جا بمانيم، و هيچ سيل و توفان بنيان کنی را توان آن نباشد كه ما را از جا بركند يا در هم شكند.

 بهارا، به ما بياموز كه چون پرستوها و چكاوكانت سبكبال و بلند اوج باشيم؛ و دور برد و تيز پرواز، افق های مهر را در نورديم و از بی كرانه های انديشه و رويا درگذريم و فرا تر رويم از هر چه كه  در ذهن می بگنجد.

 بهارا، ما را يارای آن بده كه از دشواری ها نهراسيم؛ و آن تاب و توان كه در برابر ناملايمات در هم شكننده راست قامت بايستيم؛ آن روشن روانی عطای مان كن كه كدورت ها و تاریکی های سيه دل نوميدمان نكند؛ بن بست ها از پايمان درنياورد؛ و بيراهه ها  گمراه و سرگردانمان نگرداند.

 بهارا، روزهای آينده مان را سرشار از بهروزی و نيك بختی گردان؛ و اقبالی به ما عطا كن فرخنده روی و همايون، فرخجسته و ميمون.

 بهارا، با نفس معطرت جان ما را عطرآگين گردان، و از شميم دلنواز بوسه ات برخوردارمان كن.

 بهارا، آيين رفاقت و همدلی به ما بیاموز؛ و ما را با پيش روندگان و پيش آهنگان راه سبزت همراه و همگام گردان؛ درس های سبز ايثار و نثارت به ما تعليم بده؛ و به ما تفهيم كن فهم مشترك و زبان مشترك و ادراك مشترک لرزش های قلب و امواج نگاه يكديگر را.

 بهارا، با حلول مباركت ايام آينده را بر ما مبارك گردان، و دل و جانی به ما ببخش هميشه بهاری و هماره سبز، چونان سرو هميشه سرافراز و سرسبز اميد، ايستاده بر آستانه گلزاران  شكوفه بارانت.

 بهارا، هستی خويش را به تو تفويض می كنيم؛ در ما حلول كن و جاری و ساری باش؛ و روح پر بار و بيدار خويش به ما تفويض كن. لبريزمان كن از جريان رويش و سيلان شكوفش.

 

 

                                                                                                                                                                               

صفحه‌ی اصلی

آشنایی

تازه‌های ادبیات و اندیشه

آرشیو ادبیات و اندیشه

داستان

شعر

نقد

پژوهش

طنز

کودکانه

موج‌های اندیشه

کتابخانه‌ی الکترونیکی

تماس با سایت

پیوندها

 

 

 

 نقل آثار اين وب- سایت تنها به صورت لينک مستقيم مجاز است.