|
|
|
فراخوان بهار
مهدی عاطفراد
فرا میخواندم بهار به جوانی به سبزسرشتی رویش فارغ از زردی پژمرش به شکوفایی و باروری و به شکوه شادمانی فرا میخواندم بهار به خنیاگری
بایدش بسرایم ترانهای تازه با نرمآهنگ باران و موسیقی روشن رویش بایدش بسرایم نغمهای با نوای عشق نغمهی آشنای عشق:
دوستت دارم ای سبزچشم همیشه شکوفا همچنان که درخت شکوفه را و جنگل سرسبزی انبوه گذرناپذیر را
دوستت دارم ای مادر باروری تبسمت ارمغان رویش است و بوسهات پیک نوزایی در نگاه شکوفه بارانت فرمانیست سبز فرمانی فراخوان و پیشران به ژرفنای زندگی به آنجا که زیستن آهنگ شادمانی سر میدهد و در نوای بشارتبخشش فرا میخواندم بهار به جاودانگی
به جستُجوی گلبنی هنوز نشکفته در کنج نهفتهی جانم در تکاپویم میگذرم از نازایی زمستان سترون و پشت سر به جا مینهم بیابانهای بایر اندوه و افسوس را کجا خواهمت یافت ای سرچشمهی باروری بیمرگ؟ کجا خواهم یافت شکوفایی ابدی را جز در نگاه سبز در سبز تو ای همیشه شکوفا؟ در لبخند تو غرق خواهم شد روزی تا برخوردار شوم از روح بهارینت در آن دم فرخنده که بوسههای بارورت هدیهام میدهد ابدیت بیمرز مهربانی را و روشنایی دامنگستر رها از تاریکی در فراسوی بینشانی را فرا میخواندم بهار به بیکرانگی.
|
|
|
نقل آثار اين وب- سایت تنها به صورت لينک مستقيم مجاز است. |