شاعران خدمت‌گزاران کلمات

 

مهدی عاطف‌راد

 

نیما شاعران را خدمت‌گزاران کلمات می داند. آنان باید در خدمت کلمات باشند، زیرا کلمات مصالح کارشان‌اند، و در نتیجه با خدمت به کلمات در حقیقت به کار شاعری خود خدمت می‌کنند و آن را ارزشمندتر می‌سازند. خدمت شاعران به کلمات هم از این راه باید انجام گیرد که کلمات شعرشان را از جنسی محکم و با‌دوام و کارا برگزینند تا شعرشان استحکام و استواری یابد و ماندگار شود:

" کسی که شعر می‌گوید به کلمات خدمت می‌کند، زیرا کلمات‌اند که مصالح کار او هستند. در این صورت مصالح خود را از جنس محکم و با دوام و به کار خود انتخاب می‌کند."

(نیما یوشیج- حرف‌های همسایه- ص ٧٤)

 

کلمه هم خدمت‌گزار معنی است و شاعر باید کلمات شعرش را طوری انتخاب کند که با معنی شعرش هماهنگی داشته باشد و بین آن‌ها الفت باشد. در انتخاب کلمات مناسب، هم خرد شاعر موثر است هم سلیقه‌اش. بنابراین شاعر هم باید خردمند باشد هم خوش‌سلیقه تا مناسب‌ترین کلمات را برای بیان مقصودش پیدا کند و به کار ببرد:

"همین که کلمه معنی را رساند آن کلمه خاص آن معنی است و بین آنها ازدواجی در عالم کلمات پیدا می‌شود. شاعر باید این را بفهمد. بین آنها الفت باشد نه منافقت. از روی خرد، سلیقهﻯ شخص خود را به کار بیندازد و به واسطهﻯ معنی به طرف کلمه برود."

(نیما یوشیج- حرف‌های همسایه- ص ٧٤)

 

پس معنی اصل ِ شعر است و در حقیقت شاعر در درجهﻯ نخست باید به دنبال معنی بگردد و برای به‌دست آوردنش به هر سو برود و جست‌جو کند: در میان کلمات عوام و خواص، و همچنین در میان کلمات نوساخته‌ای که خود شاعر با استفاده از مصالح کلماتی که در اختیار دارد و با ترکیب و تحلیل آن‌ها باید بسازد و به کمک‌شان معانی تازه و بدیع بیافریند:

"معنی شرط اصلی است. باید برای به‌دست آوردن آن به هر سو رفت: در کلمات عوام، در کلمات خواص و در کلماتی که اساس تولید و تحلیل و ترکیب آن در پیش خود شاعر است و آن معنی‌های تازه و مختلف هستند."

(نیما یوشیج- حرف‌های همسایه- ص ٧٤)

شاعربدون اندیشه نمی‌تواند کلمات مناسب‌ شعرش را بیابد. هر شاعری به اندازه‌ی فکر خود کلمه دارد و در گستره‌ی فکر خود می‌تواند در پی کلمه بگردد. بدون فکر کلمه‌ای نیست و بدون کلمه شعری وجود ندارد، پس شعر از اندیشه زاده می‌شود و شاعرانی که اندیشمند نیستند شعر ارجمندی هم ندارند:

"می‌گویی کلمات شعر خود را پیدا کرده‌ام، معلوم می‌شود که در عوض فکر خود را گم کرده‌ای. من نمی‌فهمم بدون "فکر" چگونه آن را خواهی یافت؟

سابقاً برایت نوشته بودم هر کس به اندازه‌ی "فکر" خود "کلمه" دارد و در پی کلمه می‌گردد. "فکر" می‌زاید اما "کلمه" زاییده نمی‌شود مگر با فکر. شعرایی که فکری ندارند، تلفیقات تازه هم ندارند. اما آن‌هایی که نظامی و حافظ‌اند برعکس."

(نیما یوشیج- حرف‌های همسایه- ص ٧٩)

 

کلمات که مصالح لفظی شاعر در کار ساختن شعر اند، او را غنی می‌کنند و دست و بالش را در امر آفرینش ادبی باز می‌کنند و برایش این امکان را فراهم می‌آورند که بتواند برای بیان ایده‌ها و اندیشه‌هایش وسایل کافی در اختیار داشته باشد:

"عزیز من! شاعر غنی می‌شود و از دست تنگی بیرون می‌‌آید، با داشتن مصالح کار. غیر از مصالح معنوی که خلقت شده‌ی دماغ اوست، در آن زندگانی که او راست، مصالح لفظی دست و بال او را باز می‌کند. این حرف را قبول کنید."

(نیما یوشیج- حرف‌های همسایه- ص ۷۲)

اما شاعر در انتخاب کلمات شعرش از چه زبانی باید استفاده کند؟ از زبان عوام یا زبان خواص؟ از کلمات عامیانه یا کلمات شسته رُفته؟ از کلمات نوساخته یا کلمات کهنه شده؟ هر کدام از این‌ها محاسنی دارند و معایبی. مثلاً، زبان عوام زبانی فقیر است و فقط برای بیان معانی نازل و پست مفید است:

"زبان عوام آنقدر غنی نیست و اگر شاعر فقط در آنها تفحص کند، سبک را به درجه‌ی نازل پایین برده، بالطبع معانی را از جنس نازل گرفته است. هرچند که هنری هم در آن به کار رفته باشد. زبان عوام در حدود فهم و احساسات خود عوام است. اگر گاهی کلمه‌ای با موشکافی، معنی را برساند و نظیر آن را در زبان خواص پیدا نکنیم، نباید فریب خورد. دقت و فهم عالی در عالم کلمات خواص است که در عالم کلمات عوام و اوباش نیست."

(نیما یوشیج- حرف‌های همسایه- ص ۷۴)

 

شاعر از کلمات عامیانه (آرگو)، تنها هنگامی مجاز به استفاده است که موضوع شعرش به حد نازل پایین باشد و مخاطب شعرش عوام باشند. ولی اگر در شعرهایی که موضوع جدی دارند از کلمات عامیانه استفاده کند، شعرش بسیار لوس می‌شود:

"از کلمات عوام (آرگو) پرسیدید. پیش از این گویا نوشته‌ام. این کار جا دارد عزیز من. من خلاصه می‌کنم: اگر وقایع داستان شما در صحنه‌ی زندگی طبقه‌ی سوم می‌گذرد، حتماً باید محاورات عوام در کار باشد. اما در شعر، هنگامی که موضوع شعر شما به حد نازل پایین آمده و برای عوام نوشته‌اید، می‌شود... زیرا شعر هم به حسب موضوع، پست یا بلند، سبک کلماتش عوض می‌شود. اگر در موضوع‌های بسیار جدی و خواص پسند عامیانه بنویسید، بسیار لوس است."

(نیما یوشیج- حرف‌های همسایه- ص ۷۶)

 

با این وجود، استفاده از کلمات دهاتی‌ها، به خصوص اسم چیزها، مفید است و می‌تواند به شاعر خدمت کند. همچنین استفاده از ترکیبات و اصطلاحاتی که برگرفته از زبان‌های محلی است:

"جستجو در کلمات دهاتی‌ها، اسم چیزها (درخت‌ها، گیاه‌ها، حیوان‌ها) هر کدام نعمتی است. نترسید از استعمال آن‌ها. خیال نکنید قواعد مسلم زبان در زبان رسمی پایتخت است. زور استعمال این قواعد را به وجود آورده است."

(نیما یوشیج- حرف‌های همسایه- ص ۷۳)

 

زبان خواص هم محدودیت‌های خاص خودش را دارد، از جمله محدود به زمان است و با زمان جلو می‌رود و در آن برای مفاهیم تازه واژه‌ای وجود ندارد، به همین دلیل در حوزه‌ای محدود می‌تواند به شاعر خدمت کند:

"زبان خواص هم، در عین حال، محدود است به زمان و با زمان جلو می‌رود. آنچه را که هنوز نیافته‌اند برای آن کلمه‌ای نیست."

(نیما یوشیج- حرف‌های همسایه- ص ۷۵)

 

گنجینه‌ی دیگر واژگان، کلمات کهنه شده یا "آرکائیک" اند که می‌توانند به عنوان مصالح ساختمان شعر، مورد استفاده‌ی شاعران قرار گیرند. بین آن‌ها، برای هر شاعری کلمات ملایم و مناسب با ذوق و سبک شعرش وجود دارد، و کار شاعران جستجو کردن بین هزاران کلمه‌ی کهنه و پیدا کردن کلمات متناسب با سبک شعرش است. یکی از راه‌های مسلط شدن بر این کار، مطالعه‌ی اشعار شاعران قدیمی و بیرون آوردن واژه‌های کهنه‌ی اشعارشان و برگزیدن مصالح مناسب از میان آن‌هاست. با این کار و گردآوری یک فرهنگ دم دستی از این واژگان، شاعر به تدریج بر کلمات کهنه مسلط می‌شود و واژگان ملکه‌ی ذهنش می‌شوند و خود را برای سرودن اشعار دارای قدرت و قوت حس می‌کند:

"باید در بین هزاران کلمات آرکائیک، که کهنه شده‌اند، کلمات ملایم و مأنوس با سبک خود را به‌دست‌بیاورید. این است که به شما توصیه می‌کنم از مطالعه‌ی دقیق در اشعار قدما غفلت نداشته باشید: در اشعار بجویید و یک فرهنگ دم دستی برای خودتان تهیه کنید. موضوع را که در نظر دارید، به آن مراجعه کنید و مصالح تازه را برای کار خودتان بردارید. مکرر که این کار را این طور انجام دادید، کم‌کم کلمات از بین رفته، ذهنی شما شده، یک وقت می‌بینید چه قوتی یافته اید برای نوشتن اشعار."

(نیما یوشیج- حرف‌های همسایه- ص ۷۲ و ۷۳)

 

اما زمانی هم هست که خود شاعر باید زمام کلمات را در اختیار بگیرد و این مهارت و قدرت را داشته باشد که ترکیبات تازه تألیف کند و واژگان مشتقی یا ترکیبی تازه بسازد:

"اما زمانی هم هست که خود شاعر باید سررشته‌ی کلمات را به دست بگیرد، آن را کش بدهد، تحلیل و ترکیب تازه کند. شعرایی که شخصیت فکری داشته‌اند، شخصیت در انتخاب کلمات را هم داشته‌اند. در اشعار حافظ و نظامی دقت کنید. این دو نفر، به خصوص، از آن اشخاص هستند."

(نیما یوشیج- حرف‌های همسایه- ص ۷۵)

 

موضوع دیگر داشتن فکر تازه و جستجوی معانی تازه است. و معنی‌هایی که در ذهن شاعر ‌اند باید خودشان در جستجوی قالب مناسب خود برآیند و واژگان مناسب خود را پیدا کنند. شاعرانی که فکر تازه دارند، تلفیقات تازه هم دارند:

"اما یک چیز دیگر هست. باید معنی‌های شما خودشان در جستجوی قالب خود بربیایند. شاعری که فکر تازه دارد تلفیقات تازه هم دارد. در حافظ و نظامی و بعد، در سبک هندی این توانگری را به خوبی می‌بینید."

(نیما یوشیج- حرف‌های همسایه- ص ۷۳)

 

پس از آن جستجوی کلماتی‌ست که باید نماینده‌ی نمادهای شعر باشند. سمبولیسم شعر نیازهای واژگانی و اقتضاهای خاص خود را دارد و باید شاعر با برگزیدن کلمات مناسب به این تقاضاها پاسخ مناسب بدهد:

"پس از این کار، سمبولیسم اشعار شما تقاضای کلمات دیگر می‌کند- مثلاً استعمال صفت به جای اسم- باز به ثروت شما از حیث مصالح افزوده است."

(نیما یوشیج- حرف‌های همسایه- ص ۷۳)

 

توانگری بیشتر وقتی برای شاعر حاصل می شود که خود او این تسلط را پیدا کند که از کلمات بنا به ذوق و ابتکار خود و برای نخستین بار، برای رساندن مفهومی که در ذهنش دارد، استفاده کند. اما این توانایی به این سادگی به دست نمی‌آید، و برای رسیدن به آن، شاعر باید تمام مراحل قبلی را طی کند و مدت‌ها در کلمات "آرگو" و "آرکائیک" جسنجو و تفحص کرده باشد:

"یک توانگری بیشتر آن وقت برای شما پیدا می‌شود که خودتان تسلط پیدا کرده، کلمات را برای دفعه‌ی اول، برای مفهوم خود استعمال می‌کنید. اما این پس از طی همه‌ی این مراحل است. اول باید همانطور که گفتم در "آرگو" و "آرکائیک"مشغول تفحص باشید. هر قدر این تفحص باشد کم است. وقت و بی‌وقت نصیحت مرا فراموش نکنید."

(نیما یوشیج- حرف‌های همسایه- ص ۷۳)

و حاصل کلام اینکه:

"زبان ناقص است و کوتاهی دارد و فقیر است. رسایی و کمال آن به دست شاعر است..."

(نیما یوشیج- حرف‌های همسایه- ص ۷۵)

                                                      

 

صفحه‌ی اصلی

آشنایی

تازه‌های ادبیات و اندیشه

آرشیو ادبیات و اندیشه

داستان

شعر

نقد

پژوهش

طنز

کودکانه

موج‌های اندیشه

کتابخانه‌ی الکترونیکی

تماس با سایت

پیوندها

 

 

 

 نقل آثار اين وب- سایت تنها به صورت لينک مستقيم مجاز است.