|
|
|
وزن: ماسک ِ شعر
مهدی عاطف راد
هر اثر هنری یا ادبی برای آنکه بتواند موضوع کارش را که عبارت اند از اندیشه ها، احساسها و عاطفههای هنرمند، خوشایند و ارزشمند بیان کند نیازمند عامل مهارکنندهای ست که به درونمایههای اثر شکل و ساخت بدهد. این عامل مهار کننده فرم نامیده میشود. پیتر هال در کتاب "نمایان با ماسک" مینویسد: " نبود ِ مهار هرگز هنر تولید نمیکند، و بدون مهار هرگز قابلیت درک ارزش هنر پدید نمیآید." به نظر او برای این که هنگام روبهرو شدن با یک اثر هنری، همزمان قادر به اندیشیدن و احساس کردن باشیم، باید اندکی فاصله بین آن اثر هنری و ما وجود داشته باشد؛ و این فاصله به طور طبیعی با فرم فراهم میشود. فرم است که احساس را مهار میکند و به آن نظم میدهد. بدون فرمی مهار کننده هنر نداریم بلکه هرج و مرج و بیبند و باری داریم، و "تنها با محدودیت فرم می توانیم نامحدود را بیان کنیم. و این است آن کشاکش بین آزادی و فرم، بین آفرینندگی و نظم." شعر نیز همچون سایر هنرها به فرم نیاز دارد. شعر قراردادیست زنده بین شاعر و مخاطب، و این قرارداد با فرم مُهر میشود. فرم است که احساسهای شدید شاعر را مهار میکند، در نتیجه آنها را پذیرفتنی و اندیشهها و عاطفههای پیچیدهاش را فهمیدنی میسازد. فرم است که هنر میسازد و شعر میآفریند. نیما یوشیج نیز فرم شعر را خیلی مهم میداند و معتقد است که "اگر فرم نباشد هیچ چیز نیست." اما وزن هستهی اصلی فرم شعر و مهمترین عنصر نظم دهنده به احساس در شعر و مهار کنندهی آن است. وزن در کنار عناصر دیگری چون ساختار بیان، زبان شعر، موسیقیدرونی واژگان، تجانسها و تضادهای آوایی، و آرایههای کلامی فرم شعر را به وجود میآورند. این فرم در شعر درست همان کاربردی را دارد که ماسک در هنر نمایش دارد، یعنی پوششیست دیالکتیکی بر احساس که هم آن را در خود میپوشاند و هم به زیباترین شکل آشکارش میکند، و بستریست دیالکتیکی بر اندیشه که هم آن را مهار میسازد هم به پویاترین صورت جاریاش میکند. پیتر هال معتقد است که هر فرم تعریف شدهای در هنر همچون یک ماسک عمل میکند." ماسکی که آشکار مینماید به جای آن که پنهان کند، و احساس را قادر میسازد تا به جای عام بودن، خاص باشد. هنگامی که مانع زیاده روی میشود، مهار کردن را ممکن میسازد. فرم رهایی میبخشد، باز نمیدارد." او معتقد است که " کلام موزون به احساس نظم میدهد، درست به همان شیوه که ماسک یونانی به بدن نظم می دهد." و "ماسک- خواه ماسک واقعی تآتر یونان باشد، یا ماسک کلام موزون شکسپیر، یا روش بیان نظم دار ِ نهفته در موسیقی موتسارت، یا فراز و فرودهای آوایی فردی تنسی ویلیامز یا ساموئل بکت- همواره به ما دربارهی احساس میگوید، به جای این که آشکارش نماید." از این مقدمه چنین نتیجه میشود که وزن، ماسک شعر یا- به تعبیر اخوان ثالث- "تن پوش" شعر است و شاعر باید غلیان احساسات و عاطفهها و اندیشهها و جوشش هیجاناتش را با ماسک وزن مهار کند و بپوشاند تا آنها راهرچه عمیقتر، زیباتر و جذابتر نمایان سازد. در حقیقت ماسک وزن نه تنها ماسکی مهار کننده و نظم دهنده است، بلکه ماسکی تجلی بخشنده و نمایان کننده است که ژرفای احساسات و پیچیدگی عاطفهها و تودرتویی اندیشهها را جلوه میبخشد و مینماید. وزن برای رودخانهی ذهن شاعر و مخاطبش امواجی منظم را فراهم میکند که بر بستر فراز و فرود آن جریان احساس و عاطفه و اندیشه جاری میشود. یکی از دلایل اصلی انحطاط شعر فارسی در سالهای اخیر و هرج و مرج حاکم بر آن، به دور انداختن ماسک مهارکنندهی وزن است. در این دوره، شاعرانی که به وزن پشت کردند و از آن دور شدند، دچار سرنوشت شومی شدند. آنها یا به بیراهه رفتند و گمراه شدند، یا به بنبست رسیدند و از رفتن بازماندند، یا به سراشیب فروغلتیدند و سقوط کردند. شعر این شاعران با به دور انداختن ماسک مهارکنندهی وزن، نخست بیتنپوش شد، سپس سایر مهارهای فرمساز را یکی یکی پاره کرد و دور انداخت، و نتیجهی گریزناپذیر این برهنگی و لگامگسیختگی این بود که کمکم از جوهر عاطفه و اندیشه و خون جوشان شور و هیجان و انرژی آرزو و آرمان خالی شد و سرانجام خشکید. امروزه، با نهایت تأسف، میزان سقوط به ورطهی انحطاط در برخی از شاخههای خشکیدهی این شعر به جایی رسیده که خود را مغرورانه معناگریز و اندیشهستیز معرفی میکند و با افتخار به بیعاطفگی، بیآرزویی و بیآرمانی خود میبالد. برای این جریانها، بیبند و باری معادل هنر و پریشانبافی مترادف شعر است. رویگرداندن از مهار وزن این شاخههای شعر امروز فارسی را دچار هذیانگویی کرده است. یکی از آزادراههای اصلی ِرهایی از این وضع اسفبار، برای آن پیروان پویندهی این جریانهای منحط که هنوز عطش عشق به شعر راستین در وجودشان نخشکیده، روی آوردن به وزن و تن دادن به مهار رهاییبخش آن است.
|
|
|
نقل آثار اين وب- سایت تنها به صورت لينک مستقيم مجاز است. |