صد و چهاردهمین سال‌گرد تولد نیما گرامی باد

مهدی عاطف‌راد

 

۲۱ آبان، صد و چهاردهمین سالگرد تولد نیمایوشیج- پدر شعر نوین فارسی و بنیان‌گذار جریان شعر نیمایی- است: نیمای بزرگ، نیمای انقلابی، نیمای دگرگون‌ساز، نیمای بنیان‌گذار، نیمای پیشرو، نیمای سازنده، نیمای خلاق، نیمای مبتکر، نیمای نوآور، نیمای اندیشمند، نیمای فرهیخته، نیمای فرزانه.

قاطعانه و بی‌هیچ تردیدی یقین دارم که در طول تاریخ شعر فارسی، از محمد وصیف سگزی- که به روایت تاریخ سیستان نخستین سراینده‌ی شعر به زبان فارسی دری است- تا امروز، نیما فکورترین، اندیشمندترین، خلاقترین، مبتکرترین، نوآورترین، پیشروترین و پردستاوردترین شاعر فارسی‌سرا بوده و در طول عمر یازده قرنی شعر فارسی هیچ شاعر صاحب‌نظری نداریم که از نظر قدرت و وسعت و عمق نظر، و میزان خلاقیت و ابتکار و نوآوری ادبی، و عمق و اصالت نظری مطالبی که درباره‌ی شعر نوشته، قابل مقایسه با او باشد یا حتا بخش کوچکی از دستاوردهای ارزنده‌ی نیما را داشته و بخش اندکی از ارمغانهای او را به شعر فارسی هدیه کرده باشد. نیما برای شعر فارسی یک موهبت گران‌قدر، یک معجزه‌ی شگفت‌انگیز و یک نابغه‌ی تمام‌عیار بود. موضوعهای اصیل و عمیقی که در نوشته‌هایش درباره‌ی شعر- در "حرفهای همسایه" و نامه‌های دیگرش- به آنها پرداخته و نکته‌های بسیار مهمی که برای نخستین بار در تاریخ ادبیات ما به آنها توجه کرده، در طول تاریخ شعر فارسی بی‌سابقه و استثنایی است و نشان‌دهنده‌ی قدرت و دقت نظر و عمق اندیشه و تفکر او درباره‌ی شعر و شاعری است. هیچ‌کدام از شاعران بزرگ شعر کلاسیک فارسی و هیچ‌کدام از شاعران بزرگ معاصر فارسی از این نظرها با نیما قابل مقایسه نیستند و از نظر قد و قواره‌ی اندیشه و خلاقیت و ابتکار تا زانوی او هم نمی‌رسند، و در واقع او در شعر فارسی غولی بس بزرگ و بی‌نظیر است، و اگر زبانش کمی روانتر و رساتر بود و زبانی چون زبان بهار یا شهریار هموار داشت، بی‌تردید عالی‌مقام‌ترین شاعر فارسی‌سرا- و دارای مقامی بالاتر از حافظ و سعدی و مولوی- بود.

مهمترین عرصه‌های ابتکار و خلاقیت و نوآوری او که در آنها دستاوردهای عظیم و عالی داشته عبارتند از وزن- قافیه- موزیک طبیعی- مدل وصفی و روایی- هارمونی- هماهنگی و ترکیب- فرم بیرونی و درونی- دید- خیال- عینیت‌گرایی- تصویرسازی- طبیعت‌گرایی- استفاده از سمبلها- بومی‌گرایی- بیان نمایشی و ...

درباره‌ی هر یک از این عرصه‌های ابتکار و نوآوری او باید مقاله‌ای مستقل و مفصل نوشت و من قصد دارم که به‌تدریج این کار مهم را انجام دهم و تحلیلی تفصیلی درباره‌ی ابتکارها و ابداعهای نیمایوشیج و دستاوردهای بزرگ ادبی- نظری او ارائه دهم. به همین دلیل در اینجا تنها به برشمردن عنوان عرصه‌های نوآوری و ابتکار او اکتفا می‌کنم و ارائه‌ی تحلیل تفصیلی درباره‌ی هر یک از آنها را به شماره‌های بعدی "دینگ دانگ" وامی‌گذارم.

 و اینک نظر چند شاعر و صاحب‌نظر درباره‌ی ابداعها و ابتکارها و دستاوردهای نیما و تأثیرش بر شعر معاصر فارسی:

فروغ درباره‌ی تأثیر نیما بر خودش و شعرش، در گفت‌وگو با حسن هنرمندی، چنین گفته:

"نیما برای من آغازی بود. می‌دانید؟ نیما شاعری بود که من در شعرش برای اولین بار یک فضای فکری دیدم و یک جور کمال انسانی، مثل حافظ. من که خواننده بودم حس کردم که با یک آدم طرف هستم، نه یک مشت احساسات سطحی و حرفهای مبتذل روزانه. عاملی که مسائل را حل و تفسیر می‌کرد، دید و حسی بالاتر از حالات معمولی و نیازهای کوچک. سادگی او مرا شگفت‌زده می‌کرد. به‌خصوص وقتی که در پشت این سادگی ناگهان با تمام پیچیدگیها و پرسشهای تاریک زندگی برخورد می‌کردم. مثل ستاره که آدم را متوجه آسمان می‌کند. در سادگی او سادگی خودم را کشف کردم... بگذریم... ولی بیشترین اثری که نیما بر من گذاشت در جهت زبان و فرم شعری‌اش بود. من نمی‌توانم بگویم چطور و در چه زمینه‌ای تحت تأثیر نیما هستم و یا نیستم. دقت در این مورد کار دیگران است. ولی می‌توانم بگویم که مطمئناً از لحاظ فرمهای شعری و زبان از دریافتهای اوست که دارم استفاده می‌کنم... می‌توانم بگویم از او یاد گرفتم که چطور نگاه کنم، یعنی او وسعت نگاه را برای من ترسیم کرد. من می‌خواهم این وسعت را داشته باشم. او چیزی به من داد که یک حد انسانی است. من می‌خواهم به این حد برسم... به هر حال نیما برای من مرحله‌ای بود از زندگی شعری. اگر شعر من تغییر کرده- تغییر که نه- یعنی چیزی شده که از آنجا تازه می‌شود شروع کرد، بدون شک از همین مرحله و همین آشنایی است. نیما چشم مرا باز کرد و گفت ببین."

 

مهدی اخوان ثالث درباره‌ی دستاوردهای نیما که او آنها را یادگارهای نیما نامیده، چنین نوشته:

"و نیما بود که باز ما را توانگر کرد و راه توانگری نیز به ما بنمود. او گویی هزار بار خود را در این گونه جشنهای گل‌ریزان جهانی دیده بود. همو بود که سبد خالی‌افتاده‌ی شعر ما را برداشت و به جنگل خویش برد و بازآورد پر از گلها و میوه‌ها و دیگر موائد زمینی و آسمانی. او شعر ما را از تنگنای نصابهای محلی رهاند و با تکیه بر اصول اصیل ملیت ما، برای شعر امروزمان کسب حیثیت و آبروی جهانی کرد. امروز اگر دنیا بگوید ما فلان و فلان و فلان را داریم. شما که را؟ می‌گوییم نیمایوشیج را. می‌گوییم و از عهده بیرون می‌آییم زیرا که نیما هم متعلق به عالم انسانیت بود. اگر در کنج دنج و خلوت خاموش خویش بر پوست تختش نشسته بود، کنار آتشی که تنش را گرم می‌کرد، دلش می‌لرزید با لرزش درختانی که در شهرها و بیابانهای دور و نزدیک عالم می‌لرزیدند، زیر برفها و بادها. زیرا که نیما سرماها و آتشها را می‌شناخت، و دوست داشت آتش را، چون نیاکانش.

... بس نکنیم از بزرگ‌داشت او و کلمه‌ی ستایشی که باید بدرقه‌ی نام بلند و ارجمند او کرد.

گرامی بداریم یاد نیمایوشیج را و ارج بشناسیم یادگارهای عزیزش را. زیرا که او یکی از بزرگترین نمایندگان هنر و فرهنگ ملی ما، یکی از گرانمایه‌ترین فرزندان آب و خاک و سرزمین کهن ما، پاسدار شرف و حیثیت انسانی و خدمت‌گزار ملت ما بود. زیرا که او زبانه و زبان گویای زمانه‌ی ما و آتش جاودانه‌ی ما بود."

 

روژه لسکو، مترجم "افسانه"ی نیما به زبان فرانسه و شرق‌شناس صاحب‌نظر، درباره‌ی او نوشته:

"از میان تغییرات بسیاری که در طول نیم قرن در ایران پیش آمده است مسلماً یکی از مهمترین آنها- که کمتر در خارج شناخته شده- انقلاب شعری است که به دست نیمایوشیج رهبری شده است... این شاعر نابغه، بیشتر بنا به انگیزه‌ی نیاز بیان کامل برداشتهای خود تا هوس بدعت‌گذاری، همت آن را داشت که از قوانین عروض و مضمونهای گذشته پیوند بگسلد تا راهی نو بجوید...

نیما با طرد تصویر سازی کهن، قراردادهای احساساتی و عرفانی یک شعر هزارساله را، همراه با زبانی که وسیله‌ی بیان آن بود، بر کنار نهاد و بر آن شد تا اضطرابات قلبی و انسانی خود را در برابر زندگی و عشق و طبیعت، و نیز رنج درماندگان و گذشت زمان با زبانی تازه و گاه منحرف کننده اما سرشار از هیجان و برروی‌هم به اندازه‌ی زبان بهترین پیشروان خود کامل و در نو‌آوری، بیان کند، بدین‌گونه نیما صداقت و هماهنگیهای عمیق والاترین شعر پارسی را بازمی‌یافت.

شعر او تفنن و بازیچه نیست، بلکه آیینه‌ای است در برابر اجتماع و زادگاه و انسانهای همعصر او... شعر او آکنده از درد و رنج است و سرودن شعر برایش به منزله‌ی پذیرفتن مرحله‌ی افتخارآمیز شهادت است و همین نکته است که مخالفین نیما درنمی‌یابند."

احسان طبری در گفت‌وگویی با سیاوش کسرایی، در شناخت شعر و شعر امروز ایران، درباره‌ی نیمایوشیج چنین گفته:

"نیما شخصیت ممتاز دیگری است. او راه‌گشای برجسته‌ی تحول انقلابی در شکل و مضمون شعر فارسی است و تا امروز هم در این عرصه استاد بی‌بدیل بزرگی باقی مانده است. نیما شخصیت هوگو را که دژ قوافی را تصرف کرد، و مایاکفسکی را که شعر را در خدمت طبقه‌ی حمله‌ور تاریخ قرار داد، در خود جمع دارد و سرفصلی در تاریخ ادب ما پدید آورده است."

سعید نفیسی درباره‌ی دستاوردهای ارزشمند نیمایوشیج چنین نوشته:

"در این تردیدی نیست که شعر نیما راه تازه ای در ادب فارسی باز کرده است. وسعت فکر او از اشعارش کاملاً پیداست. فکر ساده‌ی بسیار روشنی دارد که با کمال قدرت آن را بیان می‌کند...

جنبه‌ی مهم شعر او پیوستگی و تسلسل و انسجام و صراحت بیان اوست.

در توصیف محیط فکر خود بسیار تواناست. اشعار وی آهنگ موزون طبیعی دارد و از آغاز تا پایان هر منظومه‌ای آن آهنگ را با قدرت خاصی نگاه می‌دارد. موسیقی مخصوصی در شعر او هست که با مضامین وی تناسب کامل دارد.

... باید شعر نیما را در ادبیات امروز ایران ابتکار خاصی دانست که هم در اختیار وزن و قافیه‌بندی انواع جدید به کار برده است. این تنوع وزن بر قدرت بیان وی بسیار افزوده است و به همین جهت نیما در میان شاعرانی که به روش نوین در روزگار ما شعر گفته‌اند بر همه امتیاز دارد و نام او حتماً در ادبیات معاصر خواهد درخشید.

نیما نه تنها شاعری توانا و بنیادگذار اساسی در ادبیات ما، بلکه مردی است که همه‌ی صفات هنرمندی به تمام معنی در او بود... دارای اندیشه‌ای بلند و طبع سرشار و مجموعه‌ای از همه‌ی مناعتها و استغناها بود. کسانی مانند نیما دیرادیر در جهان پیدا می‌شوند و در هر عصر و زمانی انگشت‌شمار بوده‌اند."

عبدالعلی دستغیب درباره‌ی نوآوریها و تازه‌جوییهای شعری نیما چنین نوشته:

"نیما به ایجاد یک نظام تازه‌ی بدیعی و فرهنگ جدید شعری توفیق یافته است. او به شاعران زمان خویش گفت که باید در قراردادهای رایج شعر تجدید نظر کرد و با دید تازه‌ای اشیا را نگریست...

نیما مقوله‌ی دیگری است. نیما مردی بود مردستان. او از بند احساسات فردی خود به این صورت رمانتیک و مبتذل رها شده بود. نیما تماشاگر پرشور زندگی اجتماعی بود. نیما در بیان، در وزن، در قالب، تازه‌جو و نوآور بود... او سازنده‌ی شعر جدید است. می‌شکند تا بسازد. خراب می‌کند تا آباد کند. روی از فرد برمی‌تابد و به زندگانی و مردم نظر می‌دوزد تا زندگانی پیرامون خود را در کلیتی بس غنیتر از شاعران دویست سیصد سال اخیر نظاره کند.

نیما شعر پارسی را به راهی انداخت که از اسارت استعاره‌ها و تصاویر و قالبهای شعر کهن پارسی نجات یابد و بیان کننده‌ی احساسات و آرزوهای عمیق مردم امروز باشد." 

                                      

 

 

صفحه‌ی اصلی

آشنایی

تازه‌های ادبیات و اندیشه

آرشیو ادبیات و اندیشه

داستان

شعر

نقد

پژوهش

طنز

کودکانه

موج‌های اندیشه

کتابخانه‌ی الکترونیکی

تماس با سایت

پیوندها

 

 

 

 

 

 نقل آثار اين وب- سایت تنها به صورت لينک مستقيم مجاز است.