|
|
|
خرگوشها و هویج (نمایشنامه برای کودکان)
مهدی عاطفراد
[خرگوش اول روی زمین نشسته است. قطعههای رنگارنگ خانه سازی دور و ورش پخش شده و او در حال ساختن خانه با آنها و خواندن شعر است.] آخ که چه کیفی داره این بازی نازنازی وای که چقدر باحاله بازی خونهسازی
دارم خونه میسازم یه خونهی حسابی دیوارهایش قرمز درِ حیاطش آبی
پنجرههاش سبز و زرد اتاقهاش رنگوارنگ خونهی خیلی بزرگ از سر تا پایش قشنگ
حیاط آن چه سرسبز! باغچهی آن چه پر گل! این گوشهاش گل سرخ آن گوشه یاس و سنبل
هم جای بازی داره هم تاب و هم سرسره حوض فوارهدارش از ماهی قرمز پره
خونه به این قشنگی هرگز کسی ندیده هرکی میگه که دیده حتماً تو خواب دیده
[خرگوش دوم وارد میشود و چون خرگوش اول را سرگرم بازی میبیند، میرود به طرفش و با او سرگرم گفتوگو میشود.] خرگوش دوم: سلام، سلام، همبازی ای خرگوش باصفا داری چکار میکنی تنها نشستی اینجا؟ خرگوش اول: سلام به روی ماهت خرگوش خوب و نازم مشغول بازیام من دارم خونه میسازم خرگوش دوم: اجازه میدی که من همبازی تو باشم؟ با یاری و همکاری خونه بسازیم با هم؟ خرگوش اول: نه، نه، نه، نمیخوام بازی کنیم دوتایی میخوام خونهی خود را درست کنم تنهایی خرگوش دوم: کار تو بینتیجهست وقتی که باشی تنها مگر که نشنیدهای تو قصهی هویج را؟ خرگوش اول: قصهای را که گفتی نشنیدهام عزیزم ازت میخوام که آن را تعریف کنی برایم خرگوش دوم: اگر میخوای بشنوی گوشهای خود را وا کن نمایش هویج را با چشم باز نگا کن.
خرگوشها- نون و پنیر و پسته- میون شهر قصه- هویج خیلی چاقی- رویید میون باغی. هویج- سلام سلام بچهها- بچههای باصفا- من هویج شیرینم- زردک نازنینم- درشت و آبدارم- مزهی خوبی دارم- پر از ویتامینم من- مال ورامینم من- قد و بالام بلنده- گیسم مثل کمنده- هیکل چاقی دارم- خب، آخه ورزشکارم- مثل یه کوه میمونم- اینو خودم میدونم- کی این همه زور داره؟- تا منو در بیاره؟ خرگوش اول- وای چه هویج نازی- خوب شد که دیدمش من- باید درش بیارم- جون میده واسه خوردن. [جلو میرود و سعی میکند هویج را بکشد و از جا بکند، ولی موفق نمیشود.] هویج- چی فکر کردی عزیزم؟- فکر کردی این کار سادهست؟- اما نکش تو زحمت- که زحمتت بیفایدهست. خرگوش اول- آهای هویج درنمیآد- کاری ازم برنمیآد- السون و ولسون- زود خودتو برسون. [خرگوش دوم جلو میآید و خرگوش اول را از پشت بغل میکند و عقب میکشد.] خرگوش دوم- وای چه هویج چاقی- بهتر از این چی میشه؟- باید ز ریشه کندش- اما انگار نمیشه. هویج- چی فکر کردی عزیزم؟- فکر کردی این کار سادهست؟- اما نکش تو زحمت- که زحمتت بیفایدهست. خرگوشها- آهای هویج درنمیآد- کاری ز ما برنمیآد- السون و ولسون- زود خودتو برسون. [خرگوش سوم جلو میآید و خرگوش دوم را از پشت بغل میکند و عقب میکشد.] خرگوش سوم- وای چه هویج سفتی- بپا زمین نیفتی- تنهایی کار خرابه- کمک بخواه، شنفتی؟ هویج- چی فکر کردی عزیزم؟- فکر کردی این کار سادهست؟- اما نکش تو زحمت- که زحمتت بیفایدهست. خرگوشها- آهای هویج در نمیآد- کاری ز ما بر نمیآد- السون و ولسون- زود خودتو برسون. [خرگوش چهارم جلو میآید و خرگوش سوم را از پشت بغل میکند و عقب میکشد.] خرگوش چهارم- وای چه هویج زردی- خوراک امروز ماست- میدونی باید چه کار کرد؟- بازم باید کمک خواست. هویج- چی فکر کردی عزیزم؟- فکر کردی این کار سادهست؟- اما نکش تو زحمت- که زحمتت بیفایدهست. خرگوشها با هم- آهای هویج درنمیآد- کاری ز ما برنمیآد- السون و ولسون- زود خودتو برسون. [دو خرگوش دیگر میآیند و خرگوشهای دیگر را از پشت بغل میکنند و عقب میکشند.] خرگوشها- السون و ولسون- زود خودتو برسون- السون و ولسون- زود خودتو برسون. السون و ولسون- زود خودتو برسون. هویج- چی فکر کردی عزیزم؟- فکر کردی این کار سادهست؟- اما نکش تو زحمت- که زحمتت بیفایدهست. [خرگوشها با تلاش دستهجمعی هویج را از جا میکنند و همه با هم از پشت روی زمین میافتند. بعد درحالیکه هویج روی زمین افتاده، خرگوشها از جا بلند میشوند، دستهای هم را میگیرند، دور هویج میچرخند و دسته جمعی میخوانند.] خرگوشها- ای هویج خوشمزه- دیدی درت آوردیم- وقتی شدیم یه دسته- چی به سرت آوردیم؟ چه این هویج شیرینه- اجرت زحمت ماست- چه خوب و نازنینه- حاصل همت ماست. وقتی که با هم باشیم- چه زورمون زیاده- وقتی که تنها باشیم- زحمتمون بیفایده. وقتی که تنها باشیم- مشکل میشه فراوون- وقتی که با هم باشیم- هر کاری میشه آسون.
|
|
|
نقل آثار اين وب- سایت تنها به صورت لينک مستقيم مجاز است. |