بهارا

مهدی عاطف‌راد

 

 

بهارا! غنچه بخش شاخسار مهربانی باش

برای چشم در راهان نوروز سعادت مژدگانی باش

در این سنگین سکوت سرد محنت‌بار

سرود شادمانی باش

به تنگ آمد دلم از این زمستانی که جز ناکامی و حرمان ندارد میوه‌ای دیگر

بشارت بخش فصل کامرانی باش.

 

بهارا! بوستان مهر را دریاب

درخت دوستی خشکید

چمنزار محبت شد پر از خار و خس نفرت

گل صدبرگ باغ آرمان پرپر شد و پژمرد

کمر خم کرد سرو سربلند آرزو‌ها و به خاک افتاد

بهارا! کاهلی کم کن

ز جا برخیز و این خشکیده بستان را ز نو سرسبز و خرم کن.

 

نمی‌خوانند دیگر بلبلان شور و شوق آواز شیدایی

قناری‌های سبزآواز

دریغا بینوا کنج قفس کز کرده‌اند افسرده و دل‌تنگ

نمی‌آیند دیگر سوی این ماتمکده فوج پرستوها

نه آوازی‌ست شورانگیز

نه پروازی‌ست اوج‌آمیز

بهارا! فصل پرواز تو شد، بگشای بال و پر

جهان را پر کن از گلبانگ شادی، نغمه‌های آرزو‌پرور.

 

                                     

 

صفحه‌ی اصلی

آشنایی

تازه‌های ادبیات و اندیشه

آرشیو ادبیات و اندیشه

داستان

شعر

نقد

پژوهش

طنز

کودکانه

موج‌های اندیشه

کتابخانه‌ی الکترونیکی

تماس با سایت

پیوندها

 

 

 

 

 

 نقل آثار اين وب- سایت تنها به صورت لينک مستقيم مجاز است.