|
|
|
ای شبنورد کوچههای خشم
مهدی عاطفراد
(تقدیم به دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی)
شب کابوسهای نفرتانگیز و نفسگیر است شب فریادهای در گلو محبوس شب پرخاشهای از خروش افتادهی خاموش شب منحوس.
سیاهی همچنان بر روشنایی راه را بسته و در بندند فرداباوران رنجور و دلخسته نفسها حبس در سینه و میجوشد میان سینهها سرچشمههای نفرت و کینه.
در این شبگاه که ظلمت از سرود شبروان بامداداندیش میترسد در این لهلهزنان تاریکی جانکاه که بر خود از نوای همسرایان امیدانگیز میلرزد بخوان بار دگر آوازهای سرخ را ای شبنورد کوچههای خشم و بگشا بازهم دروازههای شهر رستاخیز را بر پیشگامان مسیر سبز بیداری شباهنگ رساآوای سروستان خنیا باش بخوان ای نبض بیداری.
دل دشت شقایق از ستمهایی که در این خشکسال دوستی بر چشمهساران رفاقت رفت، خونین است و گلهای جوانی پرپر و نوغنچههای عشق پژمرده به روی شاخهی خشکیده از کینه نوای بلبلان مهربانی سوگوار و ماتمآگین است دلِ امید افسرده.
تو ای خنیاگر امیدبخش، ای از تبار روشنآوایان سبزآهنگ بخوان و شعلهی امید را در قلبهای تشنهی آواز روشن ساز سرود زندگی را در رگ خشکیدهی این وادی دلمردهی خاموش جاری کن کبوترهای خونینبال آزادی و شادی را دگربار از بلندیهای بیداری بده پرواز.
۱۵ شهریور ۱۳۸۸
|
|
|
نقل آثار اين وب- سایت تنها به صورت لينک مستقيم مجاز است. |