|
|
|
مرگ را هرگز این امکان نیست (به جعفر کوش آبادی)
مهدی عاطف راد
"پابلو نرودا در گفتوگویی با ریکاردو گاریبای گفته: شعر نفی مرگ است، چون شعر ریشه در شور زیستن دارد، و به همین دلیل حتا شاعران مرگاندیش هم ناخواسته بارآوران زندگیاند... سخنی دلنشین که اگرچه شاعرانه است ولی به زیبایی پیوند ناگسستنی شعر و زندگی را بیان میکند. و بر این گفتهی زیبای پابلو نرودا باید افزود: شاعران تا آن هنگام که شعرشان فراموش نشده، تا آن هنگام که شعرشان خوانده و شنیده میشود، اثر میگذارد، شور میانگیزد، اندیشه و حس و عاطفه القا میکند، و تا آن هنگام که شعرشان زنده است، خود نیز زندهاند و فراتر از دسترس مرگ... زندهیاد کوشآبادی در شعر کوتاهی دربارهی مرگ چنین سروده: مرگ از پسُ پشت شبی دراز در خلوتی که برگزیدهام اکنون از صافی سکوت گذرکرده است و آمده است. شانه به شانهی من ایستاده است. اما به رغم او دنیای من سرشار روشنایی آب است و آینهست.
شعر "مرگ را هرگز این امکان نیست" را که تحت تأثیر این شعر و با الهام از آن سرودهام، به آن زندهیاد و همهی دوستانش و دوستداران شعرش تقدیم میکنم.
نه، ای دوست، هزاران نه مرگ را هرگز این امکان نیست تا بیاید با تو شانه به شانه همراه یا که بردارد همپای تو گام مرگ را هرگز این امکان نیست تا تو را باز بدارد از پویایی در راهنوردیهای بیپایان تا تو را باز بدارد از بیداری در رؤیاهای تابان تا تو را باز بدارد از مانایی در خاطرهی همراهان.
مرگ در پیش تو ای شاعر، ای شعرت پاینده در خاطرهها زنده، چیزیست حقیر سر فروافکنده مرگ تسلیم تو خواهد شد بیتردید مرگ در پشت سرت لنگان لنگان جا خواهد ماند و تو دور از او خواهی شد امشب، زیرا تو به سوی خورشید تو به سوی افق روشن و رخشان امید تو به سوی آب و آینه و آوا تو به سوی فردا در سفری.
میروی تا افق شعر در آفاق خیالانگیز خاطرهها به سوی خانهی دلباز و وسیعی که در آنجا داری خانهات در افق شعر چه خوش منظره است! چه افقهای دلانگیزی دارد! و چه پیرامونش سرسبز است! خانهات چشمهی آواز قناریهاست خانهات منزل پرواز پرستوها خانهات گلشن گلگون شقایقها غرق در عطر اقاقیهاست تو در آن خانه اتاقی داری روشن و گرم پنجرههای بزرگش همه باز رو به کوه و جنگل رو به دشت و دریا تو در آن خانه، همسایهی دیوار به دیوار فروغ روبهروی سهراب چشم در چشم سیاوش هستی همسرای نیما.
تو در آن خانهی سرشار از شعر خلوتی داری سرشار از شور خلوتی داری لبریز از نور.
خلوتت خالی باد از اندوه خلوت خالی باد از افسوس خلوتت خالی باد از خاموشی فراموشی.
خلوتت پر باد از روشنی نامیرا خلوتت پر باد از بیداری بیمرگ خلوتت پر باد از باروری ابدی.
۷ بهمن ۱۳۸۸
|
|
|
نقل آثار اين وب- سایت تنها به صورت لينک مستقيم مجاز است. |