شیر بی یال و دم و اشکم که دید!؟

 

مهدی عاطف‌راد

 

 

 

در سالهای اخیر اینجا و آنجا می‌شنویم یا می‌خوانیم که برخی از شاعران منثورنویس خود را نیمایی می‌خوانند و ادعا می‌کنند که جانبدار یا پیرو نیما هستند، به نام نیما سخن می‌گویند، به نام نیما مسابقه‌ی شعر برگزار می‌کنند، به نام نیما شاعران نیمایی را نقد و رد می‌کنند و آنها را "نوقدمایی" می‌خوانند، به نام نیما دوران شعر آزاد نیمایی را پایان یافته اعلام می‌کنند. به عنوان نمونه، یکی از این شاعران، آقای حافظ موسوی، در "درآمد" کتاب اخیرش "خرده‌ریز خاطره‌ها" چنین نوشته:

اما من

چاره‌ای جز این ندارم که هنوز نیمایی باشم.

 

قانون اساسی شعر آزاد نیمایی موزونیت است و پای‌بندی به وزن عروضی آزاد. این قانونی‌ست که باور و وفاداری به آن شرط اصلی نیمایی بودن است. متأسفانه هیچ‌کدام از این شاعران منثورنویس به این بنیان نه معتقدند نه ملتزم. آنان وزن را از شعر خود کنار گذاشته و طرد کرده‌اند، در نتیجه نمی‌توانند نیمایی باشند. ولی فرض کنیم که موزونیت قانون اساسی شعر نیمایی و شرط اصلی نیمایی بودن نیست، و ممکن است شاعرانی به این اصل معتقد نباشند ولی اصول اساسی دیگر شعر نیمایی را قبول داشته و به آن پای‌بند باشند، و به این دلیل حق داشته باشند خود را نیمایی بدانند.

از این بزرگوارانی که به شعر موزون اعتقاد ندارند ولی خود را نیمایی می‌دانند، باید پرسید: شما که خود را نیمایی می‌دانید کدامیک از این باورهای اصولی و اساسی نیما را که مانیفست شعر آزاد نیمایی اوست قبول دارید و به آن پای‌بند و وفادارید؟

۱- باور به نظم و قیدهای مفید

نیما می‌نویسد: "می‌گویند در هر آزادی، وقتی که آدمی‌زاد با آدمی‌زادهای دیگر زندگی می‌کند، قید و قراری هم لزوم دارد؛ و آزادی نامحدود، اسارت را دوباره برگشت می‌دهد. اگر کسی شعر صادر می‌کند فقط به فهم و به سلیقه‌ی خودش، در یک نسخه صادر کند بهتر است. نیما یوشیج می‌گوید: بی‌نظمی هم باید نظمی داشته باشد. آزادی در شعر، آزادی از قیود بی‌لزوم‌وفایده‌ی قدیم است در میان قیودی که بسیار بسیار هم فایده دارند. این آزادی به این ترتیب یک جور نقد شعر و برداشت از روی محصولهای فراوانی است برای یک محصول بافایده‌تر."

اعتقاد به این که شعر باید پای‌بند به نظم و ملتزم به قیدهای مفید ضروری باشد از باورهای اساسی نیما و شعر نیمایی است. آیا شما که خود را نیمایی می‌دانید چنین باوری دارید؟

۲- باور به فرم

نیما می‌نویسد: "اگر فرم نباشد هیچ چیز نیست. عادت کنید به دقت، تا طبیعت شما شود. من راجع به فرم شعر صحبت نمی‌کنم... آن آسانتر است. راجع به فرم مطلب. مطلب شعری شما با طراحی شما فرم پیدا می‌کند... بی‌خودترین موضوعها را با فرم می‌توانید زیبا کنید... به‌عکس، عالیترین موضوعها بی‌فرم هیچ می‌شود. هر موضوع فرم خاص خود را دارد. آن را با ذوق خود باید پیدا کنید... فرم که دل‌چسب نباشد همه‌ی چیزها، همه‌ی زبردستیها، همه‌ی رنگها و نازک‌کاریها به‌هدر رفته است. این که می‌گویند موضوعهای پست را با آب و تاب دادن یختر می‌کنید، راست است. اما باید دانست این آب و تاب زائد عبارت از عدم تناسب فرم است... هر موضوعی به قالبی می‌خورد، مثل اینکه قبلاً در طبیعت بوده. نارنجی به‌طور نامساوی بریده شده و باید با جفت خود جفت شود و بدون آن کج و کوله است. مثل اینکه قفلی با کلیدی معین باز بشود."

اعتقاد به این‌که شعر باید دارای فرم باشد از باورهای اساسی نیما و شعر نیمایی است. آیا شما که خود را نیمایی می‌دانید چنین باوری دارید؟ 

۳- باور به قافیه

نیما می‌نویسد: "شعر بی‌قافیه، آدم بی‌استخوان است... شعر بی‌قافیه، خانه‌ی بی‌سقف و در است... اگر قافیه نباشد چه خواهد بود؟ حباب توخالی."

اعتقاد به اینکه شعر باید دارای قافیه باشد، از باورهای اساسی نیما و شعر نیمایی است. آیا شما که خود را نیمایی می‌نامید چنین باوری دارید؟

۴- باور به اینکه شعر باید عمیق و دارای ابهام باشد 

نیما می‌نویسد: "باید بدانید آن چیزی که عمیق است مبهم است. کنه اشیا جز ابهام چیزی نیست. جولانگاهی که برای هنرمند هست، این وسعت است... این وسعت هنرمند واقعی را تشنه‌تر می‌دارد... شما بارها به آثاری برخورده‌اید که همین ابهام آنها را زیباتر ساخته، به آنها قوه‌ی نفوذ عمیق داده است. اگر این حرف را دوباره‌خوان کنید: "انسان نسبت به آثار هنری یا اشعاری بیشتر علاقمندی نشان می‌دهد که جهاتی از آن مبهم و تاریک و قابل شرح و تأویلهای متفاوت باشد."... کارهای باعمق اساساً ابهام‌انگیز هستند. این ابهام در همه جا- وقتی که عمیق می‌بینیم- وجود دارد. در همه‌ی روزنه‌های زندگی، مثل مه که در جنگل پخش شده است."

اعتقاد به اینکه شعر باید عمیق و دارای حد معینی از پوشیدگی و ابهام باشد، از باورهای اساسی نیما و شعر نیمایی است. آیا شما که خود را نیمایی می‌نامید چنین باوری دارید؟

۵- باور به ضرورت استفاده از سمبلها در شعر

نیما می‌نویسد: "سمبولها شعر را عمیق می‌کنند، دامنه می‌دهند، اعتبار می‌دهند، وقار می‌دهند و خواننده خود را در برابر عظمتی می‌یابد... سمبولها را خوب مواظبت کنید. هرقدر آنها طبیعی‌تر و متناسب‌تر بوده، عمق شعر شما طبیعیتر و متناسبتر خواهد بود. ولی فقط سمبول کاری نمی‌کند، باید آن را پرداخته ساخت. باید فرم و طرح و احساسات شما به آن کمک کند."

اعتقاد به اینکه شاعر باید در شعرش از سمبولها به شکلی طبیعی و متناسب استفاده کند و با این کار به شعرش عمق و عظمت ببخشد از باورهای اساسی نیما و شعر نیمایی است. آیا شما که خود را نیمایی می‌نامید چنین باوری دارید؟

۶- باور به سیاسی بودن شعر

نیما می‌نویسد: "ادبیاتی که با سیاست مربوط نبوده در هیچ زمان وجود نداشته و دروغ است. جز اینکه گاهی قصد گویندگان در کار بوده و گاهی نه. در این‌صورت مفهوم بی‌طرفی هم بسیار خیالی و بی‌معنی است."

اعتقاد به این که شعر خواه‌ناخواه سیاسی است و جانب‌دار و بی‌طرفی سیاسی شاعر و شعرش حرفی بی‌معنی است، از باورهای اساسی نیما و شعر نیمایی است. آیا شما که خود را نیمایی می‌نامید چنین باوری دارید؟

شعر این بزرگواران و عقایدی که اینجا و آنجا ابراز کرده‌اند به‌خوبی بیانگر این است که پاسخشان به این پرسشها منفی است و آنها "نیمایی"هایی هستند که هیچ‌کدام از اصول اساسی شعر نیمایی را قبول ندارند. در واقع آنها طرفدار شیر بدون یال و دم و اشکم اند، شیری که به قول مولوی خدا هم آن را نیافریده است:

شیر بی‌یال و دم و اشکم که دید!؟

اینچنین شیری خدا هم نافرید!

 

                                    

 

صفحه‌ی اصلی

آشنایی

تازه‌های ادبیات و اندیشه

آرشیو ادبیات و اندیشه

داستان

شعر

نقد

پژوهش

طنز

کودکانه

موج‌های اندیشه

کتابخانه‌ی الکترونیکی

تماس با سایت

پیوندها

 

 

 

 

 

 نقل آثار اين وب- سایت تنها به صورت لينک مستقيم مجاز است.