|
|
|
زن! (بر اساس شعری از فدریکو مایور) هدیه به زنان سرزمینم به مناسبت روز جهانی زن
مهدی عاطفراد
زن! آواز تازهای با خود به ارمغان آوردی اما ما مردها هرگز به تو اجازه ندادیم تا نغمه سردهی هرچند بانگ تو آوای نیمهای ز جهان است. □ زن! چشمان تو به شیوهی دیگر دنیا را میبیند اما هرگز نخواستیم ما تا آشنا شویم با معنی بدیع و عمیق نگاه تو. □ زن! در زیر پوستت میپروری تو دانهی آیندهای نوین و پرتوی که روشنی راههای نوست در امتداد عصیان و امتداد صلح زن همچو پل زن همچو سبزساقهی پیوند زن همچو ریشه و میوهی رسیدهی مهر سرشار از طراوت لبریز لطف و غرق لطافت. □ زن! دستان تو اگرچه لطیفند با این وجود سرشار قدرتند آکندهاند از نیروی زندگی اینک! در گلشن امید و باغ آرزو با دست پرتوانت بنشان نهال نازک فردای تازه را آن را بپروران تا ریشه گسترد و بارور شود و میوهاش دنیای تازهای باشد سرشار دوستی دنیایی از خشونت خالی و پاک از سیاهی تبعیض دنیای روشنی آکنده از برابری آکنده از عدالت و آزادی آکنده از کرامت انسانی.
۱۷ اسفند ۱۳۸۸
|
|
|
نقل آثار اين وب- سایت تنها به صورت لينک مستقيم مجاز است. |