راز و نیاز با گل سرخ

 

 

 

ای گل سرخ دوستی غنچه ی عشق باز کن

کم تو برای عاشقان ای گل سرخ ناز کن

گلشن مهر پر کن از عطر لطیف همدلی

همدم بلبلان خود نغمه ی عشق ساز کن

 

ای گل سرخ دوستی لب بگشا به نازخند

نوبت خنده ی تو شد ای گل سرخ دلپسند

مژده بده به بلبلان، مژده ی عیش و خوشدلی

دل بربا و دل بده، دل بستان و دل ببند

 

ای گل سرخ شکوفا شو، سرشار از شکوفشی ابدی و بی پژمرش. برای همیشه بالنده باش و عطر افشاننده. گلشن دل را از رایحه ی خوش عشق لبریز کن و عطر امید و آرزو را در باغ آرمان بپرور و بپراکن. پر کن رویای بهار را از شکوفایی و شادابی و خنده ی خوش عشق. مژده رسان بهروزی باش و پیامبر صلح و  سرسبزی

 

ای گل سرخ سر زغنچه برآور و دم غنیمت شمار که فرصت خنده و مهلت شکفتن کوتاه است و میرا. چند صباحی بیشتر ترا مجال جلوه گری و عطر افشانی نیست. تا چشم بگشایی و به خود آیی دم توفان های بی رحم یا هرم گرمای مرگبار پژمرده و  پرپرت کرده، پس تا مجالت هست دم غنیمت شمار و شکوفا باش

 

ای گل سرخ بخند و با خنده ی تابناک خود جهان را روشن کن. با خنده ی دلگشای خود شادی و شادکامی را به دل های ما خزان زدگان افسرده و پژمرده هدیه بده و روح فرسوده مان را با آن لبخند جادویی جوان بخت مالامال کن از جوانی جاودان و شادابی بی زوال. بخند و با خنده ی دلارای خویش شادی را به این جهان اندوهگین بازگردان

 

ای گل سرخ تو زیباترین هدیه ی طبیعتی به باغ ها و دلارا ترین موهبت بهار به شاخساران انبوهش. مظهر پاکی و معصومیتی، و سرچشمه ی شفافیت و بی آلایشی. در آن لبخند ساده و صافت چقدر شکوه و جلال پر ابهت و شگفت انگیز نهفته یا هویدا ست. و چه زیابیی تابناکی داری تو ای گل سرخ. اندکی از این همه ثروت بیکران خویش را به ما بلبلانت نیز اهدا کن