|
مانا در راه
رهنورداني را ديد كه پر شتاب روان بودند. پرسيد: چنين با شتاب راهي كدام مقصدند؟
گفتند: به جستجوي سرنوشت خويش مي روند.
گفت: اي كاش به جستجوي خويش مي رفتند، آن گاه بي ترديد سرنوشتي بس نكوتر
نصيبشان مي شد.
سپس گروهي از پويندگان را ديد در تكاپوي بسيار و سرگردان به هر سو روان. پرسيد:
اين گونه سخت كوش و پيگير در چه جهتي كوشانند؟
گفتند: در جهت تحقق آرزوها.
گفت: تنها آرزوي من اين است كه آرزويي نداشته باشم!
|