چرا همه می خواهند دنیا را تغییر دهند ولی...؟

 

  تولستوی می گفت: نمی دانم چرا همه می خواهند دنيا را تغيير دهند، ولی هيچكس نمی خواهد خودش را تغيير بدهد

  شايد دليلش اين باشد كه همه فكر می كنيم تغيير دادن دنيا خیلی راحت تر از تغيير دادن خودمان است.

  يا شايد دليلش اين باشد كه فكر می كنيم تغيير دادن دنيا كاری بس مهم تر و اساسی تر از تغيير دادن خودمان است و اولويت بيشتری    دارد!.

  شايد هم  دليلش اين باشد كه فكر می كنيم در دنيای تغيير يافته، تغيير يافتنمان راحت تر و كم دردسرتر انجام می گيرد.

  دليلش هر چه هست مهم نيست، مهم اين است كه بدانيم تا خودمان را تغيير ندهيم، دنيا هيچ تغييری نخواهد كرد...

 

  در جاده ای سراشيب  كه به سوی پرتگاه فرو می رود ، هرگز نمی توان به ستيغ ها رسيد.

  با  خردك جويباری روان به سوی مرداب  كه  در  باتلاق می ميرد، هرگز نمی توان به دريا رسيد.

  با  قلبی اسير گذشته كه هنوز  از ديروز دل نكنده است ، هرگز نمی توان به فردا رسيد.