دریاب تشنگان زمین را
آناهیتا!
دریاب تشنگان زمین را
آنا هیتا!
باران را دوست می دارم از آنک ترانه تو به زمزمه می سراید
و طراوتش عطر و بوی تو دارد
باران پیام تست
باران هدیه آسمانی تو به قلب زمینی من است
روح مرا به شستشو فرا می خواند
و به پاکیزگی ره می نماید
جهان را میهمان می کند به شفافیت و تابناکی
و ترنمش زاینده است و بارآور
قلب خویش را در آن می شویند جویندگان رهایی
و آلودگی های حقیر زمینی را می زدایند از جسم و جان خویشتن
به وارستگی می رسند و به رستگار
در نگاه تو که سرچشمه روشنایی ست
و در ترانه ات که مادر مقدس باران است
آناهیتا!
دریاب تشنگان زمین را.
آناهیتا!
لب ها تشنه اند و قلب ها سوخته
روحم کویریست از عطش تفته
کویری خشک و بی حاصل
تبدار است و ملتهب - روح تشنه من
خاکستری مرده را می ماند که چشم انتظار بارش
به سوی تو می نگرد
و واپسین لحظه های هستی خویش را سپری می کند
خاکستری خاموش که در عطش تو از سر حد مرگ گذشته است
بر من ببار که تنها تو می توانی ام
بارور سازی و سرسبز
سرشار کن زمین تفتیده را
از جوانه های سبز عشق و شکوفه های سرخ شادی
از جنگل ها و بیشه زار ها
از چشمه سارها و جویبارها
ای آناهیتای سبزچشم که مادر طراوتی و دوشیزه شکفتن
ای الهه پاک و تابناک آب ها و روشنایی ها
دریاب تشنگی مرگبار زمین را
آناهیتا!